ترکمنستان
از ویکیپدیا، دانشنامهٔ آزاد
|
Türkmienistan Riespublikasy | |
|
شعار ملی: {{{شعار ملی}}} | |
|
سرود ملی: استقلال، بیطرفی | |
|
پایتخت |
{{{پایتخت}}} |
|
بزرگترین شهر |
|
|
نوع حکومت • رئیس جمهور |
|
|
تشکیل |
|
|
مساحت |
|
|
جمعیت |
|
|
تولید ناخالص داخلی |
براورد ۲۰۰۷ |
|
شاخص توسعه انسانی (۲۰۰۷) |
۷۱۲ (۱۰۹م) – میانه |
|
منات ترکمن (TMM) | |
|
منطقه زمانی |
CET (UTC+5) |
|
+۹۹۳ | |
ترکمنستان (ترکمنی: Türkmenistan) کشوری در آسیای میانه است. این کشور تا سال ۱۹۹۱ با نام جمهوری شورایی ترکنمستان یکی از جمهوریهای تشکیل دهنده اتحاد شوروی بود. ترکمنستان از جنوب با افغانستان و ایران، از شمال با ازبکستان و قزاقستان و از باختر با دریای خزر همسایهاست و از طریق این دریا با کشورهای جمهوری آذربایجان و روسیه نیز همسایهاست. نام کشور «ترکمنستان» از دو بخش «ترکمن» و «ستان» تشکیل شدهاست، که به معنای "سرزمین ترکمنهاً است. مردم این کشور اکثرا ترکمن هستند و به زبان ترکمنی (شاخهای از زبانهای ترکیتبار) صحبت میکنند.
۸۰٪ درصد مساحت ترکمنستان را صحرای قره قوم تشکیل میدهد که دارای آب و هوای خشک است. ولی ناحیه رشته کوه کپه داغ در جنوب کشور و نزدیکی مرز ایران آب و هوای مناسبی دارد و عشق آباد و سایر شهرهای مهم در این ناحیه هستند. ترکمنستان دارای منابع بزرگ گاز است که آن را به کشورهای مختلف از جمله ایران صادر میکند. رشد اقتصادی این کشور در سال ۲۰۰۷ براساس آمار صصندوق بینالمللی پول حدود ۱۱٫۵٪ بودهاست که آن را یازدهمین کشور دارای رشد اقتصادی سریع میسازد.
بیشتر جمعیت ترکمنستان در جنوب و باختر کشور (کناره دریای خزر) زندگی میکنند.
حکومت ترکمنستان جمهوری ریاستی و تکحزبی است و رئیس جمهور اختیارات گستردهای دارد. رئیس جمهور ترکمنستان و شخص اول این کشور از هنگام استقلال تا سال ۲۰۰۶ صفرمراد نیازف بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است. سیاست ترکمنستان بیطرفی در مسائل جهانی و منطقهای است.
|
فهرست مندرجات [نهفتن] |
[ویرایش] تاریخ
ترکمنستان طبق پیمان آخال در سال ۱۲۶۰ هجری خورشیدی (۱۲۹۹ه.ق./۱۸۸۱م.) و در زمان ناصرالدین شاه قاجار رسماً از ایران جدا شد و جرئی از روسیه تزاری گشت. ترکمنستان در شهریور ۱۳۸۴ (سپتامبر ۲۰۰۵) رسماً از جرگه کشورهای مستقل همسود خارج شد.
[ویرایش] حکومت
نقشه ترکمنستان
ساختمان ترکمن باشی در عشق آباد
ترکمنستان در آذر ۱۳۷۰ (اکتبر ۱۹۹۱) با رأی مردم در همه پرسی استقلال، موجودیت خود را به عنوان یک کشور مستقل اعلام نمود و رسما نام «ترکمنستان» را برای کشور خود برگزید. قانون اساسی ترکمنستان نیز در ۱۸ مه ۱۹۹۲ در چهاردهمین نشست مجلس ترکمنستان به تصویب رسید. بر اساس این قانون اساسی، ترکمنستان کشوری دمکراتیک و لائیک و اداره آن به شکل جمهوری ریاستی است. صفرمراد نیازف اولین رئیس جمهور کشور بود. رئیس جمهور کنونی کشور قربان قلی بردی محمداف است.
بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور مقامات قوه مجریه و قضایی را منصوب میکند و نیز نامزدهای انتخابات مجلس را تصویب مینماید. مدیریت در محلها از سوی استانداران صورت میگیرد. بر اساس قانون اساسی، استانداران در حکم نمایندگان رئیس جمهور هستند و زیر نظر رئیس جمهور فعالیت مینمایند و نیز از سوی خود رئیس جمهور منصوب و یا برکنار میگردند.
- قوه مجریه: بر اساس قانون اساسی ترکمنستان، رئیس جمهور که به طور مستقیم توسط مردم انتخاب میشود، رئیس کابینه وزیران ترکمنستان است.
- قوه مقننه: بر اساس قانون اساسی کشور، در ترکمنستان دو ارگان قانون گذاری وجود دارد:
- خلق مصلحتی (شورای مردم):خلق مصلحتی همایش نمایندگان ملت است. سالی یک بار جلسه دارد. بخشی از اعضای آن انتخابی و بخش دیگر نیز بر اساس سمت خود به عضویت آن در میآیند. رئیس جمهور، هیئت دولت، نمایندگان مجلس، رئیس دیوان عالی، رئیس دادگاه عالی اقتصادی، دادستان کل، استانداران و خلق وکیل لری (نمایندگان هر کدام از مناطق مسکونی) عضو این مجلس هستند. رئیس خلق مصلحتی رئیس جمهور است.
·
- مجلس نمایندگان: پارلمان ترکمنستان ۵۰ نماینده دارد که از پنجاه حوزه انتخاباتی به مدت پنج سال انتخاب میشوند. مجلس ابتکارات رئیس جمهور و تصمیمات خلق مصلحتی را بهعنوان قانون تصویب مینماید و برنامههای کابینه وزیران، بودجه کشور و گزارشهای اجرای بودجه را تأیید مینماید.
[ویرایش] سیاست خارجی
در این بخش از هیچ منبعی نام برده نشدهاست. چنین مطالبی احتمالاً در آینده حذف خواهندشد.
ترکمنستان کشوری دارای موضع بیطرفی است. موضع بیطرفی ترکمنستان در تاریخ ۱۲ دسامبر ۱۹۹۵ میلادی از سوی مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تصویب رسیدهاست.
بر اساس سیاستهای خارجی ترکمنستان که تحت رهبری صفرمراد ترکمنباشی رئیس جمهور نخست ترکمنستان برنامه ریزی و اجراء میگردد، جامعه جهانی شاهد ایجاد مدل جدید در عرف روابط بین الملل شد. ترکمنستان نظریه فعالیت و توسعه توأم با صلح و ثبات در منطقة پیچیده آسیای مرکزی را برای جهان پیشنهاد نمودهاست.
بعد از تصویب موضع بیطرفی مسئله استراتژیک تأمین منافع ملی ترکمنستان بهعنوان کشوری مستقل در جامعه جهانی حل شدهاست. در حال حاضر اندیشة بیطرفی بصورتی محکم وارد زندگی ما شدهاست. روز ۱۲ دسامبر در ترکمنستان جشن ملی – روز بیطرفی اعلام شدهاست. ترکمنستان مستقل ضمن پایبندی به سیاست خارجی خود و تعهدات بین المللی در نظر گرفته در موضع بیطرفی، در هیچ کدام از درگیریهای نظامی مشارکت نکردهاست و به عضویت هیچ کدام از اتحادها و بلوکهای نظامی و نظامی سیاسی و یا دیگر سازمانهای بین المللی که اهداف ارایه کمکهای انسان دوستانه را ندارند در نیامدهاست.
سیاست بیطرفی دائم ترکمنستان خارج از محدودههای یک کشور است. این موضع عامل مهمی در تأمین ثبات منطقهای شده و دارای اهداف ایجاد شرایط برای گفتگویهای صلح آمیز و همکاری دولتها میباشد. در برخی از اسناد سازمان ملل متحد ذکر میگردد که پایتخت ترکمنستان شهر عشق آباد در واقع به یک مرکز صلح آمیز، محل برگزاری مذاکرات صلح آمیز و همایشهای بزرگ بین المللی تبدیل شدهاست. این امر نشان دهنده ویژگیهای سازنده موضع بیطرفی ترکمنستان در امر تأمین نه تنها ثبات داخلی بلکه ثبات خارجی و نیز آمادگی ترکمنستان برای حمایت از هر گونه روندهای صلح آمیز و گفتگوی بخاطر صلح و توافق میباشد.
سر مشق اصلی سیاست خارجی ترکمنستان منافع داخلی کشور و حل مسایل اجتماعی و اقتصادی آن بوده، هست و میباشد. سیاست خارجی کشور باید مطابق منافع ملی باشد و مسایل مهم مردم و موضوعاتی همچون حفظ استقلال، تمامیت ارضی و ایجاد شرایط برای تأمین ثبات و بی بازگشت بودن اصلاحات سیاسی و اقتصادی را در نظر بگیرد.
اولویت در سیاست خارجی ترکمنستان همکاری طولانی مدت با سازمان ملل متحد است. سازمان ملل متحد نه تنها منبری است که از طریق آن کشورها در مورد مسایل مورد نظر، نظرات خود را اعلام مینمایند، بلکه به نظر ترکمنستان سازمان ملل متحد بایستی مکانیزم اصلی و غیر قابل تعویض در امر تأمین صلح و ثبات و نیز بالاترین ارگان بین المللی در حل مسایل و مناقشات و اساسنامه سازمان ملل متحد پایه ساختار جهانی در قرن ۲۱ باشد. ترکمنستان به عنوان عضو دارای حقوق کامل سازمان ملل متحد اقداماتی همچون حمایت همه جانبه برای افزایش نقش متحد کنندگی سازمان ملل متحد، گسترش برنامههای صلح آمیز آن، حمایت از ابتکارات انساندوستانة این سازمان و مؤسسات ویژه آن را وظایف اصلی خود محسوب مینماید. با توجه به مراتب فوق، ترکمنستان همکاری فعال خود را با سازمان ملل متحد و ساختارها و مؤسسات آن برای اجرای برنامهها و اهداف مندرج در اساسنامه آن را ادامه خواهد داد.
ترکمنستان برتری حقوق بین الملل و نیز رجحان اسناد مؤسس سازمان ملل متحد و اساسنامه این سازمان در امور بین الملل را میپذیرد و از این پس نیز به این اسناد پایبند خواهد بود. ترکنستان که به عنوان کشوری دارای بیطرفی دائم از سوی سازمان ملل متحد به رسمیت شناخته شدهاست، ضمانت مینماید که بصورت کامل و بدون انحراف، تعهدات خود در رابطه با بیطرفی را رعایت خواهد نمود.
اولویت مهم در سیاست خارجی ترکمنستان، همکاریهای دو جانبه بوده و میباشد. بنابراین، عنصر اصلی سیاست خاجی کشور در قرن جدید تحکیم همکاریها با کشورهای همجوار است که این امر دارای اهداف ایجاد صلح، توافق و حسن همجواری در منطقه میباشد. به نظر ترکمنستان فقط بر اساس اعتماد متقابل، عدم دخالت به امور داخلی، رعایت تمامیت ارضی و حاکمیت، احترام نسبت به راه ویژه توسعه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی و اجتماعی هر کشور است که میتواند شرایطی را برای رفاه و رشد مردم این منطقه ایجاد نماید. منطقة آسیا که در آن ترکمنستان قرار گرفتهاست، منطقه برخی از مناقشات داخلی میباشد. مسلماً این منطقه پتانسیل زیادی برای توسعه دارد. عامل مهم برای این امر، همکاریهای نتیجه بخش ملتهای منطقه- وارثین غنی ترین فرهنگ دیرینه و سنتهای عمیق صلح دوستی و حسن همجواری – میباشد. این همکاریها ضمن رد هر گونه دخالت از بیرون، بارها توانایی خود را در مورد یافتن راههای توافق و مصالحه نشان دادهاست.
ترکمنستان پایبند به توسعة فعال همکاریهای منطقهای است و این امر را میتوان در احیای فعالیت سازمان اکو مشاهده نمود. کشورهای عضو اکو با بیش از ۳۱۰ میلیون جمیعت، خود را به عنوان سازمانی تاثیر گذار در روابط بین الملل معرفی کرده و این امر نشانی از ایجاد جامعة جدید منطقهای مطابق با گذشتة تاریخی و فرهنگی ملتهای قوم و خویش میباشد. منطق همکاری بین کشورهای عضو اکو برای احیای منطقه و شکوفایی ملتهای آن، با اصول اصلی بیطرفی ترکمنستان مطابق مینماید. ادامه سیاست دربهای باز، ستون اصلی استراتژی روابط اقتصاد خارجی ترکمنستان میباشد.
ترکمنستان بیطرف به سرپرستی رهبر سیاسی خود نخستین رئیس جمهور کشور صفرمراد ترکمنباشی ـ که ضامن توسعه کشور بر اساس قانون اساسی توأم با دموکراسی میباشد ـ با داشتن اعتماد به خود و ایدههای بالای بشری وارد هزاره سوم میشود. وی نسبت به بی بازگشت بودن روند آغاز شده، رونق ایدههای صلح دوستی، عدالت، خیر و نیز نسبت خرد و قدرت معنوی بشر اعتماد دارد. تاریخ به مردم کرة زمین جهت پایه گذاری پایههای ساختمان جهانی جدید توأم با انساندوستی شانسی میدهد و آنها باید از این شانس استفاده نمایند. مردم ترکمنستان مستقل و بیطرف آمادهاند به همراه اتحاد با ملتهای دیگر در اجرای این هدف عالی مشارکت نماید.
[ویرایش] تقسیمات کشوری
ترکمنستان دارای ۵ استان است:
1. آخال
2. بلکان
3. داشحوض
4. لباب
5. مرو
[ویرایش] جغرافیا
کناره دریای خزر در بندر ترکمن باشی
۸۰ درصد کشور ترکمنستان را صحرای قره قوم تشکیل میدهد که دارای آب و هوای خشک است. ولی ناحیه رشته کوه کپه داغ در جنوب کشور و نزدیکی مرز ایران آب و هوای مناسبی دارد و عشق آباد و سایر شهرهای مهم در این ناحیه هستند. [۱]
[ویرایش] اقتصاد
ترکمنستان در فهرست چهار کشور بزرگ تولید کننده گاز طبیعی و چهار کشور تولید کننده نفت در شوروی سابق قرار دارد. ذخائر اثبات شده نفت و گاز این کشور ۲۰۰۰ میلیارد متر مکعب گاز مقام چهاردهم جهان و ۵۴۶ میلیون بشکه نفت است. بیشتر ذخایر نفتی کشور در غرب ترکمنستان از جمله در پهنه دریای خزر متمرکز شدهاست. ذخایر گاز طبیعی تقریباً در سراسر خاک کشور پراکندهاست.
معادن نمک کلسیم در منطقه قویرداق وجود دارد. ذخایر نمکهای طبیعی دریایی در خلیج قره بوغاز متمرکز است. در این منطقه موادی همچون میرابیلیت و دیگر مواد پر ارزش وجود دارد. بیشتر زمینهای کشاورزی ترکمنستان را دشت قره قوم تشکیل میدهد که اغلب برای چراندن گوسفند قرهگل مورد استفاده قرار میگیرد. در زمینهای کشاورزی کشور محصولاتی همچون پنبه، میوه و تره بار و انگور پرورش میشود. امور پرورش کرم ابریشم نیز توسعه یافتهاست. در طی سالهای اخیر، تولید گندم نیز افزایش خوبی داشتهاست.
ترکمنستان اقتصادی رو به رشد دارد و با توجه به منابع سرشار نفت و گاز و پنبه از طریق سرمایه گذاری مشترک صنایع پایین دست را گسترش دادهاست و جزو معدود کشورهایی است که فراوردههای نفتی صادر میکند. و با فراوری محصول پنبه و با اتکا به نیروی کار خود صنایع فعال نساجی پیشرفتهای دارد که از بازار فروش بالایی در سطح جهان برخوردار میباشد و با فروش سالانه مقدار زیادی گاز به کشورهایی چون اوکراین و روسیه و چند کشور دیگر از جمله ایران، اقدام به کسب درآمدهای سرشار میکند.
از آنجا که ترکمنستان یک کشور محاط در خشکی است، برای ترانزیت کالا از خاک کشورهای همسایهاستفاده میکند. خط آهن ترکمنستان به شهر سرخس (در شمال خاوری ایران) متصل است و از آنجا تا بندرعباس امتداد دارد.
[ویرایش] مردم
دختر ترکمن با لباس سنتی
بیشتر مردم ترکمنستان، ترکمن هستند و اقلیت قابل توجهی روس و ازبک نیز در این کشور حضور داند. سایر اقوام قزاقها، تاتارها، اوکراینیها، ارمنیها، آذربایجانیها و بلوچها هستند.
براساس آمار سازمان سیا در سال ۲۰۰۳ ترکیب جمعیتی ترکمنستان ۸۵٪ ترکمن، ۵٪ ازبک و ۴٪ روس و ۶٪ از اقوام دیگر است. براساس آمار دولت ترکمنستان در سال ۲۰۰۱ ترکمنها ۹۱٪، ازبکها ۳٪ و روسها ۲٪ جمعیت را شکل دادهاند. جمعیت ترکمنها در ترکمنستان از ۱۹۸۹ تا ۲۰۰۱ حدود دو برابر (از ۲٫۵ میلیون به ۴٫۹ میلیون نفر) شد. اما شمار روسها به کمتر از یکسوم (از ۳۳۴ هزار به ۱۰۰ هزار نفر) کاهش یافتهاست.[۲]
[ویرایش] مذهب
اسلام مذهب اکثر مردم کشور است. ۸۹٪ ترکمنها مسلمان (اکثرا پیرو مکتب حنفی از مذهب اهل سنت) و ۹٪ پیرو کلیسای ارتدوکس روسیه هستند[۳].
فرش ایران در گذر تاریخ
انسان بر اثر نیاز از دیرباز در اندیشه آن بود که زیراندازی مناسب و پوششی درخور برای خود آماده سازد که هم او را از گزند باد و باران مصون دارد و هم بستری نرم برایش فراهم آورد و عایقی در برابر گرما و سرما باشد. آشیانه پرندگان و ساقه های در هم تنیده گیاهان یکی از الگوهایی بود که انسان را به سوی بافته ها سوق می داد. انسان نخستین در طي قرنها به روش درهم تنيدن الياف گياهي و پوست درختان، به صنايعي نظير سبد بافي آشنا شده بود، واكنون با بهرهگيري از پشم حيواناتي كه قابليت زيست در جوامع اوليه راداشتند، ميتوانست زير اندازهايي نه چندان نرم ارايه دهد. زنان از جمله كساني بودند كه از آغاز در اين فن کوشش بسیار داشتند و به بافت دست بافتهاي پوششی و زیراندازی و روپوش حيوانات و كيسه حمل مواد دست می یازیدند.
زيراندازهاي نخستین متشكل از پوست نرم حيوانات و الياف نرم گياهي و بوريا بود اما به دلیل گسترش جوامع اجتماعي و کاهش شكار، نياز به توليد بيشتر زيراندازهاي دست بافته روز به روز بیشتر شد و بافت اين گونه زيراندازها تكامل يافت.
کاوشهای باستانشناسي نشان ميدهد استفاده از بورياهاي بافته شده از نيهاي منطقه میان رودان، از هزاره چهارم و پنجم متداول بوده و بافت گليم تا سده پانزده قبل از ميلاد، به مرحله بالايي از تكامل رسيده است.
کهنترين دستبافته ای كه باستانشناسان به آن دست يافتهاند، قاليچهاي است كه به علت دستيابي به آن در گور يخ زده يكي از فرمانروايان سكايي در دره پازيريك در سیبری، به نام قاليچه پازيريك ناميده شده است. اين فرش كه به عنوان پوشش اسب به كار ميرفته هم اکنون در موزه ارمیتاژ لنینگرادنگهداری می شود و صاحب نظران با توجه به نقشهاي روي اين قالي كه شبيه نقوش اصيل هخامنشي است آن را ايراني ميدانند و بر این باورند كه فرش پازیریک از دست بافتهاي مادها و پارتها (خراسان بزرگ قديم) است رنگهاي مورد استفاده در اين قالي قرمزاخرايي، زرد، سبز كمرنگ و نارنجي است. تشابه نقوش سواران و مردان پياده كه در كنار اسبان خود راه ميپيمايند، و جانواران بالدار در اين قالي با نقوش تخت جمشيد، درستی نظر اين پژوهشگران را قويتر ميسازد. صاحبنظران همچنين معتقدند بافت قاليچهاي با چنين ويژگيها، مستلزم دارا بودن پشتوانهاي فرهنگي و هنري در ارتباط با بافت فرش، کمینه براي چندين قرن خواهد بود و مبين اين نكته است كه در سده های متمادي، پیش از بافت فرش معروف پازيريك، اين حرفه در فلات ايران رواج داشته و ايرانيان به رمز آن پيبرده بودند.
گفتار مورخان نيز، حاكي از تاييد همين نكته است. به طوري كه گزنفون مورخ يوناني در كتاب خود موسوم به «سيرت كوروش» ميگويد: «ايرانيان براي اينكه بسترشان نرم باشد، قاليچه زير بستر خود ميگستردند».اين عبارت نشان دهنده آن است كه قاليبافي در اين زمان عموميت داشته و در زندگي روزمره جايگاه خود را يافته و از ملزومات زندگي به شمارميآمده است.
گرچه از دوران ساسانيان نمونه مشخصي موجود نيست، اما آن چنان كه از قراین پيدا است، فرش ايران در دوران ساساني، از شهرت و اعتبار جهاني برخوردار بوده است. چنان كه سالنامه چيني «سوئي سو» (sui-su) در اين دوران از فرش پشمي ايران به عنوان كالاي وارداتي به چين نام ميبرد. در ادبيات فارسي نيز، بارها فرش معروف "بهارستان" متعلق به خسروپرويز پادشاه ساساني ياد شده است. اوصافی که از فرش بزرگ بهارستان آمده است، نشانههايي از توان و برتري هنرمندان ايراني و پيشتازي آنان درهنر فرش بافي است.
با ظهور دين اسلام و فروپاشي نظام پرشكوه ساسانيان، هنر فرشبافي كه پيشتر توسط اشراف حمايت ميشد دچار ركود شد و در پی آن ظهور سلسلههاي مختلف و عدم ثبات سياسي در قلمرو پهناور ايران، توان رشد و نمورا از آن بازستاند. به ویژه آن كه اعراب به تجملات زندگي توجهي نداشتند، و كاخهاي رفيع براي در ميان گرفتن آنان كه به زندگي در صحرا و بيابان و آسمان پرستاره و چادرهاي حصيري خو گرفته بودند، توان فرسا مينمود، و به منظور مبارزه با شرك و بتپرستي نقش پردازي ازانسان و حيوان را مكروه ميدانست.
با پراكنده شدن هنرمندان در شهرهاي دور و نزديك، هنر فرشبافي بينمودي آشكار، به بقاي خود ادامه داد، اما اين روند ديري نپاييد و خلفاي بيناميه و بنيعباس برخلاف خلفاي گذشته، در تقليد از شاهان گذشته، به اين هنر توجه كردند و موجبات شكوفايي اين هنر را پديد آوردند. ذكر دويست خانه قالي در تاريخ بيهقي متعلق به نيمه اول قرن پنجم هجري در شرح هداياي ارسالي از خراسان توسط عليبن عيسي براي هارون الرشيد، خود گواهي براين نكته است و اخبار و شواهدي كه مورخان و جغرافي نگاران اسلامي از اين و آن در كتب خود درج كردهاند، خود دليل غير قابل انكاري از وجود فرهنگ پيشرفته قاليبافي ايران است.
مولف «حدودالعالم» كه در تاريخ 812 م آن را به رشته تحرير درآورده به قاليبافي فارس اشارت دارد، و يك قرن بعد مقدسي به وجود قاليهاي سجادهاي در اراضي مرتفع قائنات،اعتراف ميكند.
ياقوت حموي (1179 ميلادي، قرن ششم هجري) از وجود قاليبافي آذربايجان خبر ميدهد، و ابنبطوطه جهانگرد عرب (1304 ـ 1378ميلادي) در راه خود از خورموسي در خليج فارس به اصفهان، هنگام بازديد از ايذه در منطقه بختياري از فرش سبز رنگي از در جلو وي گسترانيدند ياد ميكند.
ادبيات فارسي نيز از اين نشانهها خالي نيست. خاقاني شرواني شهرت قاليهاي مرندي را در قرن ششم چنين بازگو ميكند:
چون مرا سندس است و استبرق شايد ارقالي مرندي نيست
یورش قوم مغول آنچه را كه دستاورد پادشاهان گذشته بود، نابود ساخت. آنان مرداني جنگجو بودند كه دنيا را برپشت اسبانشان فتح كرده بودند و در مصافشان با دشمنان، زنانشان را همراه نميبردند، و قالي كه زاده دستان هنرمند زنان است، با حمله آنان، نه تنها به ايران راه پيدا نكرد، بلكه باعث شد تا كارگاههاي كوچك بافت قالي نيز ازبین رفته و طراحان و نقاشان به نقاط دوردست و روستاهاي دور افتاده بگريزند.
مغولها گرچه سرزمين ايران را فتح كردند، اما به سرعت مقهور فرهنگ غني ايرانيان شده و به آن تن دادند. جانشينان مغولان با برخورداري از اين فرهنگ، رفتهرفته به ترميم خرابيها همت گماشتند و هنرمندان را بزرگ داشته اكرام كردند و موجبات پيشرفته زمينههاي هنري را فراهم آوردند. در اخبار آمده است كه غازان خان اولين ايلخاني بود كه به دين اسلام گروید و فرشهایی برای آرامگاه خالد ابن ولید سردار صدر اسلام به دمشق گسیل داشت. وي براي تزيين صحن کاخهای خود نيز قاليهايي از خطه فارس را فراهم آورد
جانشينان تيموريان برخلاف اعقابشان افرادي هنر دوست و هنرپرور بودند و بعضيشان در برخي از رشتههاي هنر دست داشتند. آنان با بزرگداشت نقاشان و هنرمنداني چون بهزاد هراتي و ايجاد كانونهاي هنري در اعتلاي اين هنرگامهاي موثري برداشتند. نقاشيهايي كه از دوره تيموري باقي مانده نشان دهنده علاقه شاهان تيموري به هنر فرشبافي است.
دوران صفوي عصر درخشان و پرشکوه احياي هنر در تمام زمينههاست. نمونههاي ارزنده موجود در موزههاي مشهور جهان همچون قالي مشهوراردبيل كه جهت مقبره شيخ صفي الدين اردبيلي جد بزرگ صفويان بافته شده و اكنون در موزه ويكتوريا و آلبرت نگهداری می شود، حاصل كارگاههاي قاليبافي شاهي در اين دوران بوده اند. حمايت شاهان صفوي و ابراز علاقه آنان به اين حرفه سبب شد تا صنعت فرشبافی از درجه يك پيشه و حرفه روستايي تا مقام يكي از هنرهاي زيبا ارتقا يابد. شاه عباس در اين مهم سهم به سزايی داشت، زيرا وي با تاسيس كارگاه قاليبافي در جوار کاخهای سلطنتي خود بين چهل ستون تا ميدان شاه، بافندگان را مستقيماً زير نظر داشت تا از كيفيت بافت و ظرافت آنها مطمئن شود. يادداشتهاي گردشگرانی چون تاورنيه، شاردن و رابرت شرلي تاييدي براين گفتار است.
ايجاد روابط تجاري با كشورهاي اروپايي و ورود جهانگردان، گردشگران و سفرا به ايران، زمينه گسترش روابط فرهنگي، تجاري را با ديگر كشورهافراهم ساخت و استقبال از قاليهاي نفيس ايراني در اروپا براهميت دستبافته ها ورونق سفارشها افزود.
از اين زمان كاشان به واسطه مرغوبيت و ظرافت قاليهاي توليدي خود پذيراي سفارشات بسيار شد و توليد فرشهاي زربفت كه حاصل بافت با نخهاي طلا و نقره بود، بنا به سفارش دربار لهستان بر رونق آن شهر افزود. اين فرشها كه بعدها به فرشهاي لهستاني يا پولونزی Polonaisa معروف شدند، يادگارهاي اين دورانند و اكنون مايه فخر و مباهات موزههاي مالك آنند.
شاه عباس با گردآوردن بهترين نقاشان و طراحان و بافندگان از سراسر كشور و تجمع آنها در كارگاههاي سلطنتي، شاهكارهاي بيمانندی را در هنر فرشبافي سبب شد و نقشهاي قالي با الهام از نقوش نگارگری و تذهيب توسط هنرمندان دگرگون شد. با انقراض صفويان افول هنر فرشبافي نيز آغاز شد. تاخت و تاز افغانها در ایران، همه چيز را به ناگهان از بين برد و خاطره دردناك حمله مغولان را در اذهان همگان زنده كرد.
نادرشاه جهت حفظ انسجام و يك پارچگي كشور فرصت آن را نيافت تا به مسایل هنري بپردازد اما دوباره و رفته رفته با حفظ امنيت و آرامش ايجاد شده در سايه شجاعت و دلاوري ايرانيان، هنري كه در خفا به حياتش ادامه ميداد در دوره زنديه اعتبار بيشتري يافت و مورد توجه فرمانروايان قرار گرفت.
در دوره قاجاريه نیز با رونق بازارهاي اروپا كه از دوره صفويه آغاز شده بود و در طي قرون متمادي افت و خیز فراواني را پشت سر نهاده بود، سير عادی خود را در پيش گرفت. بازرگانان تبريزي به تاسيس كارگاههاي فراوان قاليبافي نه تنها در تبريز بلكه در كرمان، مشهد، كاشان و ساير شهرهاي ايران همت گماشته و قاليهاي بافته شده از طريق استانبول به اروپا راه مييافتند.
با رونق روزافزون بازار فرش ايران بازرگانان خارجي خود به فكر سرمايه گذاري در ايران افتادند و با ايجاد كارگاههاي بافت قالي در شهرهايي مانند كاشان، اراك و كرمان، هدايت اين هنر و صنعت را به عهده گرفتند.
اکنون نیز فرش دستباف ایران در گذر سالها و قرنها و بلکه هزاره ها با تکیه بر اصالتهای گذشته، هنرمندی ایرانیان، خلاقیت تولید کنندگان و پیشینه پر افتخار خود همچنان راه کمال را می پیماید و در تمامی کره خاک شهرتی بی مانند دارد.
|
آذربایجان شرقی |
|
آذربايجان: مرکز مهم قاليبافي آذربايجان: رنگها و طرحهاي مورد استفاده در قالي آذربايجان: ويژگي بافت ، دار و ابعاد فرش در قاليهاي آذربايجان: طراحان و توليدکنندگان مشهور قاليهاي آذربايجان: |
|
ترکمن |
|
تاریخ قوم تركمن و فرش آن : رنگها و طرحهای بكار رفته در قالی تركمن: ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالی تركمن: |
|
خراسان |
|
خراسان: سابقه قاليبافي در خراسان: مهمترين مراکز قاليبافي: سابقه قاليبافي در مشهد:
ويژگي بافت، دار و ابعاد قاليهاي مشهد: طراحان و توليدکنندگان قالي مشهد: سابقه قاليبافي در بيرجند: ويژگيهاي دار ،بافت وابعاد در قاليهای بيرجند: طراحان و توليدکنندگان قالي بيرجند: کاشمر: سابقه قاليبافي در کاشمر: رنگها و طرحهاي مورد استفاده در قالي کاشمر: ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای کاشمر: طراحان و توليد كنندگان فرش در كاشمر: بلوچ نشين خراسان: طرح هاورنگهاي مورد استفاده در قاليهاي بلوچ: (قاليچه بلوچ خراسان)،(قاليچه بلوچ خراسان 1) ويژگي بافت دار و ابعاد فرش در قاليهاي بلوچ خراسان : طبس: سابقه قاليبافي در طبس: رنگهاي طرحهاي مورد استفاده در قالي طبس: ويژگي بافت، دار و ابعاد در قاليهاي طبس:
سبزوار: سابقه قاليبافي در سبزوار: طرحها و مواد رنگهاي مورد استفاده در قالي سبزوار: ويژگيهاي بافت دار، ابعاد در قاليهاي سبزوار: طراحان و توليد كنندگان قالي سبزوار :
سابقه قاليبافي در گناباد: رنگ و طرحهاي مورد استفاده در قاليهاي گناباد: ويژگي بافت دار و ابعاد در قاليهاي گناباد: قوچان، شيروان ، بجنورد، درگز: نيشابور
سابقه قاليبافي در نيشابور: رنگ و طرحهاي مورداستفاده در قالي نيشابور: ويژگي بافت، دار و ابعاد فرش در قاليبافي نيشابور: طراحان و توليد كنندگان فرشهاي نيشابور: |
|
قم | |
|
قم: سابقه قاليبافي در قم: رنگ و طرحهاي مورد استفاده در قاليهاي قم: ويژگيهاي بافت، دار و ابعاد در قاليهاي قم: | |
|
همدان | |
|
همدان: سابقه قالیبافی در همدان:
رنگها و طرحهای استفاده در قالی همدان: ویژگی بافت، دار و ابعاد در فرشهای همدان: طراحان مشهور فرش همدان: ملایر: سابقه قالیبافی در ملایر: رنگ ها و طرحها در قالی ملاير: ویژگی دار، بافت و ابعاد در قالیهای ملاير: نهاوند: سابقه قالیبافی در نهاوند: رنگها و طرحهای بكاررفته در قالی نهاوند: ویژگی دار و بافت و ابعاد دار قالیهای نهاوند: تویسركان: سابقه قالیبافی در تویسركان: رنگ ها وطرحها در فرشهای تویسركان: ویژگیهای بافت، دار و ابعاد در قالیهای تویسركان: | |
|
کردستان |
|
كردستان: سابقه قاليبافي در استان كردستان: سنندج: قاليبافي در سنندج: ويژگي دار، بافت و ابعاد در قاليهاي سنندج: بيجار: سابقه قاليبافي در بيجار: رنگها و طرحهاي بكار رفته در قاليهاي بيجار: ويژگي بافت، دار و ابعاد قاليهاي بيجار: |
|
فارس | |
|
فارس: سابقه قالیبافی: عشایر فارس: رنگها و طرحهای بكار رفته در فرشهای عشایر:
| |
|
نایین | |
|
مقدمه
| |
|
کاشان | |
|
مقدمه مواد اوليه، رنگرزي و بافت
| |
|
کرمان | |
|
كرمان: سابقه قالیبافی در كرمان: رنگها و طرحها در قالیهای كرمان: ویژگی بافت، دار و ابعاد در قالیهای كرمان: طراحان و تولیدكنندگان قالی در كرمان: بافتههای عشایری استان كرمان: رنگها و طرحهای بكار رفته در قالیهای افشار: ویژگی بافت،دار و ابعاد در قالیچههای اصیل افشار: | |
|
چهار محال و بختیاری |
|
چهارمحال وبختياری: سابقه قالیبافی در چهارمحال و بختیاری : رنگها و طرحهای قالی چهارمحال وبختیاری: چالشتر: رنگ و طرحهای بكاررفته در قالیهای چالشتر: ویژگیهای بافت دار و ابعاد در فرشهای چالشتر: سامان: بروجن: شهربن: وردنجان، پیربلوط، ارجنگ: بلداچی: اردل: |
قالي هاي مشرق زمين و اصطلاحات آن
عنوان ترجمه :
سالار حسن زاده
عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامی
واحد طبس
مقدمه :
در اواخر سال 1960 هنگامی که من روی کتاب راهنمای قالیچه هالی مشرق زمین که اولین بار در سال 1973 منتشر شد را شروع کردم ، تقریبا چیزی به عنوان شیوه مطالعه قالی وجود نداشت . بسیاری از کتابهای استاندارد که در کتابخانه ها و فروشگاههای کتاب یافت می شوند چاپهای بعدی کتاب هایی بودند که در اولین دهه های قرن 20 وجود داشتند تعداد معدودی از آنها بر اساس اطلاعات دست اولی است که با سفر به مناطق بافت قالی ، بدست می آید و بیشتر آنها شامل نوعی مزایده فروشنده هاست که بیشتر زوی بافتن قالی های عجیب و مرموز یا عاشقانه متمرکز است . به جای اینکه خواننده را با یک درک ناب از بافتهایی از جا و فرهنگ دیگر رها کند . البته تعداد کمی از کتابهای مهم شامل چندین روایت از تاریخ فرشهای مشرق زمین برای بیشترین بخش از پرسنل موزه است . به جز معدود استثنائاتی ، کتابهایی که بوسیله فروشندگان فرش نوشته شده ، بر روی متولوژی زمینه فرش متمرکز است که اغلب اطلاعات کذب قدیمی و کهنه را از سایز فروشندگان کتاب تکرار می کند . چندین مجموعه مهم منتشرشده و کاتولوگ های خیلی کم تولید شده ای از نمایشگاه های بزرگ و مهم وجود داشته است . هنوز متناسب با با تنوع عظیمی از انواع فرشها ، طرح ها ، کاسه های رنگی (color plates) زیادی برای مطالعه خود فرشها وجود ندارد . موزه تکزتایل (textile) در واشنگتن ، در آن زمان مرکز تحقیقات اساسی بود ، اما به غیر از ژورنال موزه تکزتایل ، یک سال می توانست بدون ظهور و پیدایش یادداشت مهمی روی فرشهای مشرق زمین ، سپری شود .در این فاصله پس از سه دهه ، رشد و پیشرفت مطالعه فرشهای مشرق زمین به نحو قابل ملاحظه ای مشهود بود . در حال حاضر چندین ژورنال حول این موضوع وجود دارد و قفسه کتابهای خودم که شامل کمتر از 12 عدد کتاب می شد ، همزمان با شروع کار من روی نوشتن کتابهایی مربوط به قالی ، به صدها عدد افزایش یافت . در حالیکه همه آنها کتابهای الهام بخش یا موثق و صحیح نیست . تعداد حیرت آوری از آن در توضیح دادن و روشن کردن نکات کوچک مفید و مثمر ثمر است . تعداد زیادی از بشقابهای رنگی (color plate) با کیفیت بالا در مورد حتی برخی از ناشناخته ترین انواع فرشها وجود دارد و علاقمندان به قالی قادر به مسافرت به نقاطی از جهان شدند که قبلا اغلب به دلایل سیاسی دور از دسترس بودند . تبت ، ترکستان شرقی ، ازبکستان و سایز نقاط مدت زمان زیادی خارج از این محدودیتها نبودند اگز چه اکنون سفر یه افغانستان دشوارتر است . یکی از نتایج این است که به ما گونه ای تجازه دسترسی به فرشهای مشرق زمین را می دهد که قبلا هرگز ممکن نبود . در حال حاضر با مشارکت و همکاری کتابخانه کتابهای قالی و نشریه های ادواری ، به آسانی می توان به درک و فهم خوبی در این زمینه دست یافت . بدون شک گردآوری اطلاعات کامل تری که نیاز به کتابهای توسعه یافته و بزرگ به روز دارد نیازمند تمرکز بر روی تولید مجموعه ای است که بتواند به عنوان یک منبع و مرجع چه برای خواننده معمولی و چه برای دانشجویان این رشته مورد استفاده قرار گیرد . بنابراین تنها نمی تواند بر روی قالی هایی تمرکز کند که بوسیله افراد خبره ، شاهکارهای هنری بزرگ تشخیص داده شده اند . اما آن همچنین باید شامل نمونه گویایی از فرشهای تجاری باشد که معمولا قسمت عمده و اصلی صنعت تولید قالی در هر زمان هستند . همانطور که در گذشته روی تشخیص منبع فرش تاکید بوده است بنابراین یک کتاب راهنمای اساسی باید تا اندازه ای نمونه های واقعی را به خوبی موارد استثنائی به ما دهد . از آنجایی که تجزیه ساختاری در تعیین جایی که فرش بافته شده خیلی مهم و ضروری است . فرشهایی از همان گروه کارگاهها در یک شهر ، به عنوان مثال به میزان قابل ملاحظه ای در ساختار بهم شبیه هستند . رسالت جزئیات برای هر بخش نه تنها یک نظارت بلکه تلاش برای کاهش تکرار بی روح و یکنواخت است .در طی چندین دهه اخیر معنی عبارت فرشهای مشرق زمین دستخوش تغییر نامحسوسی شده است که نه تنها قالی های پر گره پرزدار را فرا گرفته بلکه شامل گلیم و سایر بافتهای بی گره است . بعضی از آنها برای پوشش کف استفاده می شود و برخی از آنها با همدیگر کارکردهای مختلفی دارند . دلیل خوبی است که این مصنوعات تخت بافت را همانند بافتهای پرزدار جدی بگیریم ، همانطور که در برخی مناطق فرشهای پرزدار برای صادرات بافته شده اند ، در حالیکه گلیم ها هنرهای بومی اند که برای استفاده محلی در نطر گرفته شده اند هرگز چنین کتابی نمی تواند پوشش کامل و جامعی از هر دو نوع را فراهم نماید . بنابراین اینجا انتخاب روی تمرکز بر روی قالی های پرزدار است که بعنوان پوشش کف مورد استفاده قرای می گیرند و همچنین برای بسیاری از گردآورندگانشان مرکز و کانون توجه اند . کتاب نامه ها شامل موضوعاتی روی بافت های تخت گوناگون در مورد اینکه ادبیات به میزان زیادی در طی دهه اخیر گسترش یافته است . بهبود و پیشرفت در سطح کلی و عمومی دانش قالی است . همچنین باعث چندین تغییر در فرمت و طرح شده است . بیشترین تلاش برای این است که خواننده را روی موضوعات خاص رجوع دهد .حاشیه ها در هر دوره اسناد ومدارکی برای موضوعاتی دارد که ممکن است بحث انگیز یا خیلی کم قابل فهم باشد اما آنها در درجه اول اقصد کمک به خواننده برای تحقیق بیشتر دارند.از آنجایی که برای تعدادی از آنها بشقاب های رنگی وجود دارد هر کتاب ممکن است مرجعی باشد ،که اغلب برای فرش هایی که در نقاط دیگر انتشار یافته اند استفاده می شود ،به خوبی کتابهایی که جزئیات بیشتری روی موضوعات خاص فراهم می کنند لیست کتاب های پیشنهاد شده در پایان هر بخش در هیچ روشی یک کتاب نامه جامع نیست . بعضی از کتاب های خیلی مهم قدیمی ، از قلم افتاده و فراموش شده اند ، بخاطر اینکه آنها به شدت کمیاب و گرانبها هستند . حتی برخی از مفید ترین کتابهای اخیر به طور خصوصی در انتشاراتی کمتر از 500 جلد منتشر شده اند . بنابراین هیچ کس نمی تواند انتظار داشته باشد که بتواند بخش عظیمی از باارزشترین ادبات فرش مشرق زمین را در کتابخانه های عمومی پیدا کند و بسیاری از این کتاب ها در این دوره امکان دسترسی به آنها بسیار دشوار است . آن دسته از کتاب هایی که به آنها اشاره شد برای بیشترین بخش توافق بین قابلیت دسترسی و کیفیت را فراهم می کند . بعضی از آنها به خاطر اینکه به طور قابل ملاحظه ای با اهمیت هستند ، استفاده شده اند . اگر چه حتی امکان بدست آوردن آنها بسیار محدود است . در تدوین و گرد آوری این کتاب از کمک های پسرش murray l.Eiland,m بهره جسته که اخیرا مدرک دکترای باستان شناسی شزق نزدیک را کسب کرده است و اطلاعات ویژه ای از آنالیز صنعت نساجی علمی و تحول و تکامل تکنولوژی های صنعت نساجی اولیه بدست آورده است . از این نقطه اشاره به نوسندگان به صورت جمع خواهد بود و کلمه آنها مربوط به هر دوی آنهاست (پدر و پسر) که روی این پروژه کار می کنند . برای آمادگی بهترشان روی این پروژه ، نوسندگان در طی تابستان 1995 سفری را در امتداد مناطق بافت قالی از اتحادیه شوروی سابق به سمت غرب چین صورت دادند . برای بیشتر بخشها این تهدید وجود داشت که به ندرت اطلاعات دست اول در انتشارات اولیه وجود داشت و آن توجه عمیقی را روی جاهایی از قبیل عشق آباد ، مرو ، تاشکند ، سرخس ، سمرقند ، بخارا ، آلماتی ، و آبادی های کوچک تکلا مکان (takla makan) اضافه کرد . این تحقیقات منجر به یک دید انتقادی یه سمت بافته های ترکمن ها و تولیدات غیر ترکمن آسیای مرکزی شد
اصطلاح شناسی و املا :
تصمیم گیری روی یک اصطلاح شناسی و املاء جامع از این مجموعه شامل چندین توافق و مصالحه است که ضمانت می کند که همگان خشنود و قانع نخواهند شد . خوانندگان کارهای قبلی نویسنده فوق متوجه چندین تغییر خواهند شد و این نیازمند توضیح است . مشکل از زبانهای مختلف سرچشمه و منشا نمی گیرد اما با الفبای متفائت که اغلب شامل صداهایی است که به قدر کافی از صداهای مرتبط با انگلیسی جدا و دور مانده است که نمونه نوشتاری دقیق و مشابه آن ممکن نیست که یافت شوند . نوسندگان مختلف در تلاشند راه حل های متنوع برای نشان دادن صداهای عربی ، فارسی و زبانهای ترکی مختلف دارند اما هیچ گونه توافق کلی و عمومی وجود ندارد . Wertime به طور جامع این مشکل را ترسیم کرده است . اگر چه ممکن نیست پیشنهاداتش به طور کامل نوسان محلی را در تلفظ کلمات رایج منعکس نماید . کتابهای مرجع معمول در مورد اسامی مکان به طور زیادی با هم عقیده اند اما آنها نوع قابل قبولی از اسامی قبیله های گمنام ، تکنیک های بافت یا عناصر طراحی را ارائه نمی دهند .همچنین زمانهای زیادی وجود دارد هنگامی که نوسندگان مصلحت را در این می بینند که از اشکال غیر استاندارد املاء براساس استفاده و تلفظی که آنها در سفرهایشان شنیده اند استفاده کنند ، یا برای اصلاح کردن برخی اصطلاح شناسی ها برای در دسترس بودن بیشتر خوانندگان حتی کلمات فارسی در آسیای مرکزی استفاده می شود . به عنوان مثال ممکن است یک تلفظ محلی شاخص داده شود . اسامی شهرهای متنوع آناتولی غربی افزایش یافته است . در ادبیات قدیم فرش مراجعی به چنین جاهایی از قبیل Ghiordes و Oushak وجود دارد اگر چه اکنون این شهرها در نقشه های ترکی ظاهر شده اند مثل Gordes و Usak با به اتمام رساندن علامت گذاری ترکها سعی دارند الفبای لاتین را با الفبای خودشان سازگار و هماهنگ سازند زیر و زبرها در c یا s به ما صدایی شبیه به صدای انگلیسی ch یا sh می دهد در حالی که علامت اوملات (در زبان ژرمنی) استفاده ای شبیه به همان در زبان آلمانی دارد . یک c در زبان ترکی شبیه به j انگلیسی تلفظ می شود در کارهای قبلی نوینده فوق اشکالی که در کتابهای فرش اولیه یافت می شد ، اغلب استفاده می شود اما اینجا الفبای ترکی برای کلمات ترکی بکار گرفته شده است به جز استثنائات کمی هم اکنون گروه بزرگتری از خوانندگان بالقوه آشنا به ترکی و فرهنگ آن وجود دارد . شهری که قبلا به شکل Mudjar نوشته میشد اکنون به شکل Mucur نوشته می شود یک حرف مثل ci شبیه u در sodium تلفظ می شود الفبای ترکی همچنین شامل (dotted) است حتی با املای بزرگ همانطور که در Istanbur شکلی است که نویسندگان تصمیم می گیرند از آن استفاده نکنند همچنین عبارات و اصطلاحات تجاری مثل mejedieh با منشا ترکی اما در ابتدا توسط فروشندگان غربی مورد استفاده قرار می گرفت به صورت مشابه الفبای ترکی را بکار نمی گرفتند و اسامی کشورها مثل turkey به صورت turkiye نوشته می شود . چندین مشکل بزرگ دیگر هم در مورد اسامی مکان وجود دارد هر چند نویسندگان اخیرا در عشق آباد متوجه شده اند که پایتخت ترکمنستان چهار شکل املای مختلف از این شهر روی ساختمان دولت (حکومت) ظاهر شد . در صدا این گستره از Ashkabud و Ashgabad دومی بهترین تخمین از رایج ترین تلفظ است . بعضی از بهترین برآوردها برای رایج ترین تلفظ بوسیله ترکمن های محلی است ، اگر چه روس های محلی روش دیگری برای گفتن آن دارند . کلمه ترکمن خودش یک مشکل است در کار قبلی نویسنده فوق "Turkomau" استفاده می شده است شکلی که اغلب در ترکیه شنیده می شود اما نه به روشی که بوسیله ترکمن هایی که در ترکمنستان زندگی می کنند ، استفاده می شود بدون شک نویسندگان با دقت به بخش سوم روشی که ترکمن های ترکمنستان اسمهایشان را تلفظ می کنند توجه و دقت دارند تقریبا همیشه هیچ نشانی از بخش وسط وجود ندارد یکی از مشاهداتی که در اینجا انعکاس یافته است . همچنین یک تغییر از Yomud تا Yomut صورت گرفته ، اگر چه هر دو تلفظ ممکن است در مورد افراد این قبیله مورد تشویق قرار گرفته بود .در زمانهایی ، کلمه به حالتی تلفظ می شد که صامت آخری (پایانی) چیزی بین d و c تلفظ می شد . همانطور که برای تعداد زیادی از عبارات برای تعداد قلیلی از ترکمن ها ، مضامین و مصنوعات بافته را طراحی می کند . یک تغییر ثابت در سبک سال به سال وجود دارد بنابراین osmolduk به aswalyk تغییر یافته و اخیرا یک ادعا وجود داشته که کیف کوچک ok bash نامیده می شد که اکنون باید ookbash نامیده شود . نویسندگان شکل هایی را انتخاب کرده اند که بهتریت اطلاعات را روی تلفظ محلی و آنچه در گذشته در ادبیات فرش ظهور یافت را مورد توجه قرار داده اند . این نکته بوسیله این حقیقت که تلفظ ممکن است از یک ناحیه به ناحیه دیگر فرق کند دشوار و پیچیده گردید . مردمی که ما آنها را kurd می نامیم در غرب ترکیه kurt نامیده می شوند و در بسیاری از نقاط ایران kurdi نامیده می شوند .Pinyin سیستم نوشتاری شخصیت های چینی در الفبای لاتین همانظور بوسیله مردم جمهوری چین در سال 1979 استفاده می شده ، در بیشتر متون استفاده شده اما نویسندگان یک ناهماهنگی مشخصی را به وسیله حفظ املای قبلی نامهای امپراطورها و برای نقل قول اذبیات اولیه انتخاب کردند بنابراین "Peking" و "Tienstin" به "Beijing" و"Tianjin" تغییر یافتند نویسندگان تصمیم گرفتند از اشکال Pinyin برای اسامی مکان "Tibetan" و "Injiang" استفاده کنند اما املا به طرز بهتری تلفظ بوسیله مردم محلی (بومی) را حفظ کرده است . مقصود نقطه کلی این است که کسیری رسم بشود که موانع غیر ضروری و مصنوعی بین اطلاعات و فهم و استنباط خوانندگان را بر دارد . برای پرهیز و دوری از اشتباه ما تمایل به حفظ و نگهداری املا و عباراتی داریم که با بیشتر بخش باقیمانده از ادبیات فرش در ارتباط هستند که به معنی مهارت در دنیای املا کننده گان خلاق نیست . چندین سال قبل نویسنده فوق چهار املامتفاوت از کلمهchandorدر همان موضوع iallic نوشت که همه آنها برآوردها و تخمین های موثقی بودند روی نقشه ما از آسیای مرکزی ، ما از املای Tashkent استفاده می کنیم ، اگر چه ما می دانیم مردمان آنجا آن را Tashkent تلفظ می کنند ما از املاهایی از قبیل Qazag وQazagstan دوری می کنیم البته بعد ازآنکه متوجه استفاده محلی Kazag وKazagstan در طی دیدارمان از آنجا می شویم ما تصمیم می گیریم مصوتهای کشیده روی کلماتی که از فارسی حرف نویسی شده اند را رسم نکنیم همانطور که سخت است که ببینیم چگونه این نکته آنها را برای خوانندگان ما قابل دسترس تر می سازد . ممکن است ملاحظه شود که شهر ایرانی اصفهان Isfahan به شکل Ispahan نوشته شود تقریبا با همان صداها اما Ispahan به سادگی زوشی نیست که در ایران تلفظ می شود بدون شک حرف نویسی کردن کلمه از فارسی منجر به مشکلات عدیده ای شده است ، همانطور که الفبای عربی به روشی که نوشته می شود شاما صداهایی است که به طور کامل با هیچ زبان غربی اروپایی برابری نمی کند . حتی با اطلاعات قابل اعتماد و بهترین قصد و نیتها ممکن است که ما علامت را گم کنیم . هنگامی که کسی حرف نویسی های متنوع انگلیسی را به روشی که بسیاری از کلمات به طرز محلی تلفظ می شوند مقایسه کند ، بعنوان مثال بعد ار نقد اشکالی که بوسیله سایر نوسیندگان کتابهای فرش مورد استفاده قرار گرفته ، انتخاب کلمه Torkaman املای ظاهرا بر اساس اشکال نوشتاری در فارسی ، تلفظی را پیشنهاد می دهد که ترکمن های ترکمنستان را گیج کرده و به اشتباه می اندازد . موقعیت هایی وجود دارد که نویسندگان نوعی از دقت و صراحت را انتخاب مب کنند حتی با احتمال گمراهی و گیج شدن . برای اشاره به شخصی با عنوان ترکی همانطور که کلمه عموما استفاده می شود بیانگر این است که او یک فرد ترکی است . بعضی ها هستند که استفاده از کلمه Persia را در اشاره به ملت ایران زیر سوال برده اند اگر چه شکل قدیمی آن به شکل قدیمی که برخی اشاره های منفی محلی دارد نوشته نشده است . بنابراین ما به اکثریت جمعیت ترکمنستان اشاره می کنیم به عنوان مثال همانطور که Turkish مثل مردم Turkic است . همراه با بیشترین بخش غرب کلمه را برای موضوعات مرتبط با فرش حفظ کرده و نگه داشته است . کنفرانسهای اخیر در تهران بعنوان مثال ما بوسیله ایرانیان آن را کنفرانسهای بین المللی و نمایشگاههای فرش فارسی و ایرانی می نامیم . عبارات اساسی کمی که در زیر تعریف شده اند برای درک و فهم اطلاعات ساختاری که در این کتاب آمده ضروری و لازم هستند . در هر مورد یک توضیح کامل تر شامل یک بحث در طرح است . تار : زشته هایی که از یک سر دستگاه پارچه بافی به سمت دیگر میروند معمولا در گستره و بعد درازی از بافت ، در اطراف گره های انباشته (روی هم) بسته شده است . تارها بوسیله تیر چوبی دستگاه به صورت کشیده نگه داشته می شود و هنگامی که بریده می شود ، تارهای شکل حاشیه را شکل می دهد . پود : رشته هایی که از عرض دستگاه پارچه بافی می گذرند ، عمود بر تارها که بصورت عمودی اند . پود به طور کامل به دستگاه متصل نیست هر عبور پود یک "Shoot" نامیده می شود و ممکن است تعدادی از "Shoots" (؟) بعد از هر ردیف گره وجود داشته باشد پود معمولا از امتداد دامنه کوتاهی از پارچه عبور می کند .
پرز ، کرک :
تکه های انتهایی برش گره های پرزدار که از قالی کشیده می شود ، فرشهای بدون پرز به بافت های تخت معروفند .
گره : پروسه بستن کاموا به دور تار برای تشکیل یک گره به گره زدن معروف است . دو نوع اساسی از گره رایج در مناطقی که فرش بافته می شود ، وجود دارد . گره متقارن (گره ترکی یا کردی) در ترکیه ، قفقاز ، و شمال غرب ایرانی و برخی گروههای ترکمن استفاده می شود
گره نامتقارن :
(گره فارسی نامیده می شود) در بیشترین بخشهای ایران ، فزشهای ترکمن و در چین استفاده می شود این گره ها در شکل 20 ترسیم شده است . اسامی کشورها گمراه کننده است . همانطور که گره های به اصطلاح ترکمن ممکن است و قبلا استفاده شود .
شمارش گره :
تعداد گره هایی که هم اینج مربع یا هر دسی متر ، خوبی فرش را توصیف می کنند جمع کل بوسیله ضرب خط قائم به خط افقی حساب می شود .
بافتن ، ريسیدن :
حالتی که نخها (تار و پود) بهم بافته می شوند تا یک بافت را تشکیل دهند (شکل 19) . بافتها ممکن است که گره داده شده در جهت عقریه ساعت یا بر خلاف جهت حرکت عقربه های ساعت باشد و ممکن است بعنوان بافت Z یاS توصیف شوند . به این بستگی دارد که آیا گره ها در جهت حرکت ضربدری S متمایل هستند یا Z ؟ بافتهایی که در فرش استفاده شده در این کتاب ترسیم شده است به استثناء همه Z بافتهایی که از شمال آفریقا هستند .
رشته :
حالتی که تک رشته های بافت در هم تاب می خورند که بافتی ضخیم تر و قوی تر را تشکیل بدهند . رشته بعنوان S یا Z هم توصیف می شود اما با استثنائات خیلی کم رشته در جهت مخالف گره است . رشته های روی هم شده روی فرش که در این کتاب ترسیم شده دوباره با آن دسته از بافتهای آفریقای شمالی متفاوت است . بعضی از بافتهای چند رشته ای خصوصا برای کرک یا پود ، یک گره غیر قابل شناسایی را نشان می دهند
پارچه ترکی :
شکل تمام شده حاشیه پایانی یا پودهای کم عرض که به فرش بر می گردند یا بافتهای اضافی که در حفظ پودها مشارکت دارند .
در طول این کتاب نویسندگتن اطلاعات زیاد و قابل ملاحظه ای در مورد نکات بهتری از ساختار فرش فراهم می کنند ، زیرا اینها اغلب در تشخیص یک نوع از نوع دیگر مهم هستند . انواع گره ها ، تعداد پودها بین ردیف گره ها و انواع گوناگون از حاشیه و پایان ، سرنخ و نشانه هایی برای ما فراهم می کند که به ما محل بافت قالی را بازگو می کند . اگر چه دانشمندان فرش اهمیت این موضوع را می دانند امروزه ادبیات پیشنهاد می دهد که در واقعیت خیلی کم مورد توجه قرار گرفته اند ، به جای اینکه بطور جدی در کانون توجه باشند . تعدادی از مهمترین کتابهای فرش که در 5 سال اخیر منتشر شد ، اصلا اطلاعات ساختاری فراهم نکرده ، همچنین علیرغم برخی بحثهای پراکنده در مورد این موضوع هنوز هیچ شکل استانداردی از این ساختار حاضر ، به شکل نوشتاری در چاپ وجود ندارد . نویسندگان راههای گوناگونی برای احیاء کردن و رونق بخشیدن این منطقه مهم در نظر گرفته اند یا برای آوردن در مدلی که خواننده عادی را دچار خستگی می کند . در این کار اخیرا نویسنده فوق سعی در پرهیزاز همه یادداشت های کوتاه و نوشتن عناصر اساسی و اصلی ساختار در یک دامنه لغت می کند .اما آن هم بطور فزاینده ای تکراری شدو احتمالا برای خیلی از خوانندگان غیر سودمند بود.در نتیجه ما اکنون سعی در تامین یک فرصت ساده بدون از دست رفتن واز قلم افتادن اطلاعات داریم .از آنجایی که هرنوع فرشی در این کتاب ترسیم شده ،به جز آن دسته از فرشهای آفریقای شمالی که بافت های Z دارند و رشته همیشه برای بافت رد و بدل می شود . بنابراین در جهت این اطلاعات از آنالیز حذف می شود. قالی های آفریقای شمالی با بافت های Sبطور ویژه ای مورد توجه قرار گرفته است .
زادگاه تاریخ اولیه :
وسایل و مواد کلیدی و مورد نیاز فرشها نسبت به مجسمه سازی و معماری فاسد شدنی تر هستند در حالیکه فرشها خودشان معمولا بنا به رسم رایج نسبت به هنرهایی مثل نقاشی در معرض استفاده خشن قرار می گیرند . بعنوان یک نتیجه میراثهای خیلی کوچکتری از نمونه هایی از گذشته نسبت به هنرهای دیگر وجود دارد و توانایی ها برای دنبال کردن پیشرفت های تاریخی بطور زیادی محدود شده است . بنابراین مهمترین نمونه های تکاملی و تحولی وجود دارد و خاستگاه بافت قالیچه باید موضوعی برای تامل و تفکر باقی بماند . همانطور که بسیاری هنرهای بومی تاریخ قالی تقریبا بوسیله فرهنگ های مادری به فراموشی سپرده شده و مورد غفلت قرار گرفته است تلاشها برای سر هم کردن بخشهای مختلف داستان اغلب از غرب آمد و بطور نسبی در زمانهای اخیر ساخته شده است . اگر چه این کتاب در ابتدا به قالی هایی از دو قرن اخیر مربوط است . برخی از دورنماهای تاریخی برای احیا کردن علاقه خارجی به قالی مشرق زمین قرن 19 و توسعه وسیع بافت فرش مشرقی بوسیله آن فعال شده است ، لازم و ضروری است . نویسندگان اینجا تعداد مختسری از تئوری و نظریه های موثقی را از اینکه چرا و چگونه و شاید جایی که قالی های پرزدار (pile) بوجود آمده اند آورده ایم . باید نمونه گسترده ای از پیشرفت تئوریکی آنرا از قرنهای 16 و 17 دنبال کرد ، هنگامی که نقش آن در فرهنگ صفوی ، مغول و دربار عثمانی بارز و شناخته شده و مشهود است . هر کدام از این دیدگاهها ممکن است بکار گرفته شود تا در مورد چرایی بوجود آمدن قالی توضیح دهد . احتمالا رایج ترین آن پیشنهاد این نکته است که اولین قالی ها بوسیله چادر نشینان و عشایر روستایی بافته شده است . شکارچیان روستایی به سادگی حیوانات را برای پوستشان نخواهند کشت بنابراین قالی های Pile بعنوان یک شبیه ساز پوست حیوان توسعه یافت ، شاید با پرزهایی بلند تنها بعدا طرحها روی چیزی انداخته خواهد شد که اساسا سودمند و مفید باشد . مطمئنا شرایط آب و هوایی خشن و بد استپ های آسیای مرکزی باعث پیشرفت و توسعه چنین بافتهایی شد . اگر چه ظاهرا بعضی گروهها این نیازشان را با میزان زیادی کار کمتر پر کردند . تئوری دیگری پیشنهاد می دهد که تکنیک پیچیده ای که با قالی های پرگره مرتبط است ناشی از نیازی خواهد بود که نیاز به آن از زمان تاسیس فرهنگ شهری نشات گرفته است . در این متن قالی ها می تواند به این شکل دیده شود که از کارهای هنری الهام پذیرفته و بوسیله آن توسعه یافته اند از قبیل مراکزی مثل بابیلن و Nineveh در امتداد دستورات قوانین موسی قابل انتقال . در حالیکه هیچ تئوری بوسیله شاهدی قطعی و مسلم حمایت نشده است نوسندگان قصد دارند از این عقیده که قالی ها در طی یک فرهنگ ثابت و کم تحرک از شرق نزدیک توسعه یافته اند ، طرفداری می کنند . یک تصور غلط رایج وجود دارد که نوع زندگی چادر نشینی روستایی که بوسیله ترک ها و سایر مردمان آسیای مرکزی تمرین شد ، به فرهنگ کشاورزی برتری دارد . در حالیکه نخستین اشکال سازمان دهی بشر ، احتمالا شامل یک فرهنگ می شود که معمولا بعنوان شکار و برداشت توصیف شده است . چادر نشینی روستایی خیلی پیچیده تر است و احتمالا تا زمانی که تکنولوژی از آن حمایت کرد توسعه یافت . حیوانات خانگی ،ابزار و سلاحها ، دامهای اهلی در امتداد کشاورزی بسط و توسعه یافت .چادر نشین روستایی تقریبا همه تکنولوژی اش رااز روشتایی گرفت ،ودر طول قرن هااو به افراد مستقر برای بسیاری از نیازهای زندگی اش نیاز داشت نه فقط یرای ابزار فلزی دست ساخت * . برای طرح این مطلب که چادر نشین روستایی روشهای متنوعی از بافت فرش را توسعه داده در حالیکه متناقض است با آنچه که تقریبا بوسیله جریان تکنولوژی بین این دو جریان فرهنگی وجود دارد . جزئیات کاری فرهنگهای Mesopotamin اغلب از لوح های گلی بادوام صحبت می کند و بیشتر این رکوردها ترجمه شده است . آشکار شده که حتی در هزاره سوم بعد از میلاد یک تجارت بزرگ در منسوجات پشمی وجود داشته است چندین کلمه Summerian وAkkadian وجود دارد که بطور واضح و مشخصی به این پارچه ها مربوط می شود اما معمولا اطلاعات کمی وجود دارد که پیشنهاد بدهد کدام نوع از پارچه های پشمی توصیف شده است . واضح است که هر چند چندین تا از این کلمات به پارچه هایی مربوط میشود که به پشم چینی ، قائدتا و معمولا در یک سطح کلی نیاز دارد همان صفتی که برای توصیف یک چین پشم بعنوان Thick (ضخیم) استفاده می شود ، همچنین به برخی از این بافتها و اشاره ای به تولیدات آناتولی وجود دارد در حدود همین زمان همانطور که چنین مراجعی روی لوح های گلی ظاهر شده اند تعدادی از تندیس های کوچک ساخته شده بودند تا پوشاک و لباسها را پشمی و ضخیم و پرگره نشان دهند . در حالیکه کسی نمی تواند بطور قطع و اطمینان بداند که این بافتهای پرگره را شناسایی کند ظاهر دست کم پیشنهاد دهنده است و بسیاری از تندیس های برجای مانده که یک بافت کلی را نشان می دهند . از یک چنین بافتی نیز می توان بعنوان پوشش کف استفاده کرد . بنابراین لزومی ندارد که فرضیه دخالت و درگیری عشیره ای را درخاستگاه و پخش تکنولوژی بافندگی Pile مطرح کنیم منابع یونانی و رومانی مکررا به قالی ها و پارچه فروشان در حالتی که بافتهای پر و بافتهای تخت که اکنون مطرح است را پیشنهاد میدهد ، اما آنها اطلاعات کمی می دهند که به شخص اجازه می دهد به طرز ویژه ای تکنیک ها را شناسایی کند . قالی ها ممکن است گره دار ، نمدی ، پشمی یا تنوعی از پشمهای برش خورده باشند . قالی Pile بوسیله یک سرگرد در سال 1949 حمایت می شده است . هنگامی که باستان شناسان شوروی یک جای دفن را حفاری می کردند تقریبا در Scythian در Pazyrik (پازیریک) نزدیک مرز منگول . محتویات کپه خاک به قرن 4 و5 بعد از میلاد مربوط می شود شامل یک قالی است که بخوبی در خاکهای یخ بسته حفظ می شود . طرح قالی با پنج خط کناری ، پیچیده و ظریف شده است . مرد اسب سواری که به شکلی بزرگ رسم شده و باریکه دوم اجراهای طبیعی گوزن است ، زمینه مرکزی نشان دهنده سنگهای پوششی دروازه های قصه های اسیریان (Assyrian) است در حالیکه طرح به طور تعجب شامل 277 گروه متقارن در هر اینچ مربع است . بحث در مورد اصل و خاستگاه قالی با تئوری های گوناگون تا غرب ارمنستان ادامه می یابد . اکتشاف و تحقیق این سوال را بر می انگیزد که چادر نشین های روستایی چگونه به یک کار هنری تکنیکی باارزش دست یافتند . از همان تجارت بود که مثل برخی بافتهای ابریشمی چینی بود که در پازیریک Pazyryk را مراسم تدفین عشیره ای اولیه در استپها بود . همچنین کشفیات دیگر با تل خاکهای مراسم خاک سپاری اولیه مرتبط است . تکه های گلیم که بخوبی در تکنیک پیاده شده هنوز بوسیله بافندگان استفاده می شود ، با همان موادی که چندین سال بعد هم بکار گرفته می شد در حال از بین رفتن است . برخی از طرحها ، الگوهای تکراری هستند اما در بهترین بخشها ، شخصیت های انسانی در مناظر عبادی تشریفاتی رسم شد و یک بخش آن شیرهایی را شبیه به برجسته کاریهای بابیلونی نشان می دهد . حفاریهای بعدی بیش از 100 مایل از غرب پازیریک در Bashadar روی رودخانه Ursul تل خاکهای خاک سپاری دیگری را کشف نکرده که یک یا دو قرن بر پازیریک مقدم هستند . اینجا تکه هایی از قالی Pile با بیش از 300 گره متقارن یافت شده است . این تکه چند رنگی را نمی توان به آسانی رمز گشایی کرد اما با توجه به بافت آن می شود گفت که مثل نمونه پازیریک شامل مهارتهای تکنیکی است .* تعدادی از این تکه ها به چندین قرن اولیه قبل از میلاد مربوط می شود ، هنگامی که تجارت ابریشم بین شرق و غرب به چندین شهر شکوفا و پر رونق که اکنون تقریبا متروک و خالی از سکنه است کمک کرد . آقای مارک اول استین در طی دهه های اولیه قرن 20 تعداد زیادی از تکه های قالی Pile را در ساختارهای متنوع جمع آوری کرد و اینها میان موزه ملی دهلی موزه بریتانیا ، موزه آلبرت و ویکتوریا پخش شد . از سال 1950 باستان شناسان چینی بیشتر از دو جین آن را کشف نکردند . تعداد کمی از آنها در تابستان 1995 منتشر شد . نویسندگان تعدادی از نمونه ها را در موسسه باستان شناسی در اورامچی مورد آزمایش قرار دادند . بخوبی موزه های اورامچی (Urumchi) تورپان و ختن بعدا تکه های بزرگی از قالی سالم و بی عیب و ناقص را در niya در سال 1959 به نمایش گذاشتند شبیه بسیاری از بخشهای دیگر بطور متفاوت گره خورده است با بیش از 20 پود بین یک ردیف گره ، و احتمالا مربوط به سه یا چهار قرن قبل از میلاد می شود ، دوره ای که با اصل مناسب با تکه های ایستن موافق است همچنین در محلی نزدیک او ختن قالی کوچک کاملی است که طرح آن قویا منشا Sagdians را پیشنهاد می دهد . علاوه بر این گلیم استثنائی و فوق العاده ای است که قسمت سر و بالا تنه جنگ آوری را نشان می دهد که از غرب دور و احتمالا از Sogdia آمده یا از مرکز تحت نفوذ پارتها آمده باشد مطمئنا پارتهای اصیل چادر نشین از قالی های Pile استفاده می کردند و احتمالا آنها مسئول بسیاری از تکه های پرز از غارهای اور وپوس ، پالمیرا و عطار هستند . مرور قابل ملاحظه ای از مواد انباشته شده ، سرانجام به شکل دلدن یک درک تازه و نو از اینکه چگونه و کجا قالی های Pile اولین بار توسعه یافتند کمک خواهد کرد و ممکن است کسی منتظر افشای انتشار کامل اطلاعات باشد .
آناتولی :
اولین نونه های یافت شده در آناتولی در سال 1905 در مسجد علاء الدین در کینا کشف شد سه قالی بزرگ و 5 تکه ، معمولا ویژگی های قرن 13 را دریافت کردند البته بر اساس این حقیقت که مسجد خودش مربوط به آن دوره می شود . در سال 1930 بیش از 4 تکه شبیه به هم در Beyshir درست در جنوب کینا کشف شد . الگوهای این قالی همگی هندسی هستند و طرح شش ضلعی هایی با داس های چفت شده و سایر ویژگی های ساده اغلب در ردیف های زیگزاگی مرتب شده است . تکه ها معمولا تولیدات یک سنت طولانی اند و حدس زده می شود که آنها مربوط به قالی های ترکمن اخیز هستند . نظریه پردازی شده که طرحها بوسیله مهاجمان سلجوق غارت شده است . بعد از اینکه قالی ها معمولا از ترکستان برچسب و نشان خورد. هر چند موضوع خیلی هم ساده نیست ، در مورد زمانی که این قالی ها بافته شده اند ، مارکوپولو مشاهداتی را ارائه کرده که یک اصل و منشا یونانی یا ارمنی را به جای یک اصل و منشا سلجوقی ارائه داده است . اخیرا هم چند سوالات جدی در مورد اینکه آیا واقعا مارکوپولو مسافرتهایی را که ادعا کرده ، رفته است ، مطرح می شود و احتمالا بهتر این است که توضیحات او خیلی هم درست و موثق فرض نشود . چندین تکه مربوط به قالی هایی که در کینا یافت شده ، ظاهرا در "Fustar" کشف شده که از همان نوع تکه های قرن 15 و 16 سلجوقی است و مربوط یه آناتولی است . این نقاشی ها که در اصل ایتالیایی هستند به ما اجازه می دهد که به آنها تاریخ تقریبی قالی های بازمانده بدهیم آنها همچنین شامل طرحهایی است که هیچ نمونه ای از آن بر جای نمانده است . در طی این دوره قالی های آناتولیایی به تعداد زیاد و چشمگیری به اروپا برده شد و برای قضاوت در مورد روشی که آنها در نقاشی ها استفاده شده اند ، ظاهرا ارزش آنها بیشتر می شود انواع مخصوصی از قالی های ترکی اولیه تحت عنوان Lotto و Holbein از شباهتشان به قالی هایی که بوسیله نقاشان اروپایی زسم شده ، شناخته شده و معروفند اگر چه همان کارها در کارهای سایر هنرمندان هم ظاهر شده است . این قالی ها عموما به چندین نوع تقسیم می شوند اگر چه آنها در دوره های مختلف و مکانهای مختلف ظهور یافته اند . اما همگی خصوصیات ویژه ای از طراحی مشترک دارند و حاشیه هایی نیز شبیه به هم دارند . این به اصطلاح Holbein ه با الگوهای کوتاه ردیف های هشت ضلعی و لوزی دارند که بوسیله چیزهای شراب مانند از هم جدا شده اند . و برای بسیاری این بدین معنی است که ارتباط با قالی های بعدی معروف است که از ترکستان است . حاشیه معمولا الگوهایی را نشان می دهد که ادعا می شود مربوط به دست نوشته های کوفی است ، درست همانطور که بیشترین تکه ها مربوط یه سلجوقی است . "Usak" مطمئنا یک منطقه بافندگی مهم است . آندسته از شهرهایی که قالی هایی ضرورتا با هم ساختار ، ترتیب و طرح تولید می کنند . منطقه Aegean در اطراف کانال وازین ، بدون شک بارز و برجسته است و طحها بطور واضحی از نسل قالی هایی است که در آنجا تا حتی امروز بافته شده است . از قرن 16 یا شاید زودتر و ما قبل آن ، اولین قالی مربوط یه دربار عثمانی آنده است . بی شباهت به سایر قالی های ترکی اینها بافته هایی خیلی خوب با یک دامنه طراحی خوب هستند . روش به اصطلاح "Saz" که شامل ترنجهایی با خطوط منحنی ، نخل های زینتی و درخت های انگور بالا و پایین آویزان و برگهای قوسی شکل است . ظاهر تصادفی چنین یگان های طبیعی سرسبز در میان سنتی که قبلا قالی های تخت را در طرح های جبری تولید می کند ، سوالات زیادی را برانگیخته ، خصوصا از آنجایی که این تکه ها با گره های نامتقارن بافته شده است . بعضی از آنها می گویند که این ابداع ممکن است از اشغال تبریز توسط عثمانی طی چندین هفته در سال 1514 به دنبال نبرد چالدران بعد از اینکه عثمانی ها بنا به اقوال ، صنعتگران پارسی را به دربارشان بردند ، ناشی می شود . اشغال Cairo در سال 1517 توسظ عثمانی ها ممکن است یک عامل باشد . همانطور که یک صنعت قالی با اهمیت تحت سلطه مملوکان ، خاندانی که بوسیله گروهی از سربازان مزدور آسیای مرکزی ، غالبا با زمینه ترکی کشف شد . قالی های Cairene به طور متقابل گره خورده است و ظاهر تکنیکی آن مربوط به استفتده از بافتها می شود . ممکن است این نظریه داده شود که قالی ها به روش دربار عثمانی در Cairo و آناتولی بوسیله صنعتگران مصری بافته شده است . Bursa یک احتمال است ، شاید بخاطر ارتباط طولانی اش با صنعت بافندگی ابریشمی و استانبول یک منبع اولیه از این قالی ها است . درست همانطور که هنرمندان فارسی در دربار صفوی از منابع همسایه مثل تیموریان برای توسعه روش منحنی وار قرض گرفتند که یک تغییر مهم را از هنر قرون پیش بوجود آورده است . بنابراین طراحان قالی های دربار عثمانی از مملوک و حتی منابع اروپایی در شکل دهی یک روش جدید کامل از آندسته از صفویان قرض گرفتند . حمایت عثمانی همچنین به اندازه کافی زیاد بود که صنعتگران را از بسیاری از مناطق جذب کند و زمینه هنری جدیدی را ایجاد کند . همانطور که انتظار می رفت طرح های جدید در لغت نامه صنایع شهر و روستا پخش شد . یافته های غارهای عطار و آنچه که یک صنعت مهم فرش در مصر بوده است ، همه به احتمال زیاد قالی های Pile هستند که در ایران وجود دارد ، روایات جغرافیدانان عرب اطلاعاتی را در مورد بافت قالی فراهم می کند . مراجع و منابع مخصوصی در فارس قرن 9 وجود دارد و دربار قرن 13 غازان خان در تبریز توصیف شده همانطور که با قالی های فارسی فرش شد . مینیاتورهای فارس مربوط به قرن 5 هرات و شیراز قالی ها را نشان می دهد . اگر چه هیچ روشی برای تعیین اینکه آیا این بافته ها تولید سازمان یافته درباری است یا شهری ؟ اینطور به نظر می زسد که این دربارها مثل خلیفه دوم و تیموریان در هرات و سمرقند از بافت قالی حمایت می کردند . با ایجاد دو تاسیس صفویان ، اسناد و مدارک واضح تر می شود . دو قالی تاریخ خورده از نیمه اول قرن 16 به جا مانده و تعدادی از انواع قالی در مینیاتورهای معاصر قابل تشخیص است . بسیاری از دانشمندان معتقدند که در طی حکومت صفویان از سال 1501 تا 1723 فرش فارسی به بالاترین نقطه توسعه و پیشرفت رسید . در مورد طراحی ، روش خطوط منحنی که اولین بار در دربار تیموریان در سمرقند ظاهر شد ، بکار گرفته شد و سپس همانطور در نقاشی های مینیاتور و معماری منعکس شده است . شاه اسماعیل اولین فرمانروای صفوی پایتختش را در تبریز بنا کرد و اوج گرفتن بعدی تبریز با سقوط هرات مصادف شد . بسیاری از بهترین هنرمندان به این منبع جدید پشتیبانی جذب شدند . دومین حاکم صفوی ، شاه طهماسب حمایتش را افزایش داد و مطمئنا در این زمان بافت فرش به وسیله روشهای هنری جدید جایگزین شد . این الگوها به یک تکنیک توسعه یافته که نسبت به آنچه که در سطح روستاانتظار میرفت نیاز دارد . مطمئنا کارتون ها قبل از شروع بافت آماده شدند و شکوه و جلال قالی پیشنهاد می دهد که منابع بی حد و حصر بکار گرفته شده است . بسیاری از بخشها خیلی خوب بافته شد و قالی های باز مانده با پرزهای ابریشمی وجود دارد . انطباق ترنج های قالی دربار از Usak و جاهای دیگر خیلی زود ظاهر شد . قالی های دربار عثمانی یک چهارچوب و فرمت اساسی را تعیین کرده برای اینکه به قالی های دهقانی و شبانی آناتولی حاکم شود .
شاهنشاهی صفوی :
هیچ قالی بازمانده فارس ممکن نیست به دوره قبل از حکومت صفویان که در سال 1501 تاسیس شده مربوط شود ، نسبت داده شود . می شود حدس زد که تکنیک های قالی Pile به چندین قرن قبل در ایران بر می گردد (نه چند میلیون) . متاسفانه علیرغم ادبیات گسترده ای از این قالی ها ، اطلاعات ما بطور تعجب آوری کم و ناچیز است و احتمال ضعیفی وجود دارد که همه سوالات ما جواب داده شود . هنوز تلاشها برای بنا کردن یک سیستم جامع از تاریخ گذاری و موقعیت گذاری ، ممکن است از چندین جهت نزدیک شود . شاید بهترین اطلاعات در دسترس مربوط به تاریخ گذاری است اگر چه از چندین هزار قالی و تکه ای که از این دوران به جای مانده ، تنها تعداد کمی از آنها واقعا تاریخ گذاری شده است . از میان آنها قالی معروف "شکار"از موزه پلوی پزولی در میلان است که 3-1522 یا 3-1542 تاریخ گذاری شده ، بسته به اینکه تاریخ چگونه خوانده شود . قالی اردبیل در موزه آلبرت و ویکتوریا در لندن بطور واضح 40-1539 تاریخ خورده است . اینها شالوده و اساس برای رویداد نگاری در امتداد تاریخ های تقریبی است و در یادداشت های سفر و کشفیات تجار و شاهزادگان مختلف اروپایی یافت می شود که قالی های فارسی را بدست آورده اند.تاریخ گذاری همچنین بوسیله استنتاج انجام می شود ، بوسیله شباهتشان در طرح به سایر هنرها مثل معماری شناخته شده امروزی . ظاهر نوع فرش در نقاشیها ارزش کمتری در تاریخ گذاری قالی های فارسی دارد ، بلکه آن برای قالی های ترکی است تعیین محل خاستگاه سخت تر است و تنها برای تعداد کمی از قالی های اولیه می توان خاستگاه دقیق تعیین کرد . بطور کلی ادبیات در گروه بندی کردن قالیهای صفوی براساس طرح و ساختار راسخ و استوار است و تعدادی از انواعی که خوب مورد تایید و قبول قرار گرفته اند مورد شناسایی قرار گرفته است . واضح است که چهار منطقه عظیم در شاهنشاهی صفوی وجود دارد جاهایی که احتمال دارد مراکز بافت یافت بشود . حوالی جنوب غرب تبریز ، جنوب شرق کرمان ، مرکز اصفهان و کاشان و در شرق امپراطوری خراسان ، هرات و تا اندازه ای مشهد مرکزهای محتمل بودند . عدم توافق از هر گونه تلاش برای تخصیص دادن گروههای مختلف و متنوع قالی به مناطق خاص می آید . احتمالا مهمترین منطقه ، مزکز ایران است جایی که منابع و مزاجع تاریخی بنا نهاده شده که لااقل از اواخر قرن 16 قالی ها در اصفهان و کاشان بافته می شوند . کاشان بطور طولانی با قالی های ابریشمی مرتبط است . در سایر مراکز بافت ابریشمی بطور رایج بیشتر برای تار و پود استفاده می شد اما نزدیک کاشان که بطور گسترده ای توسعه یافته بود و هنر فن می شود که آزادانه تر برای Pile استفاده می شود . به احتمال زیاد چنین قالی هایی مثل قالی بزرگ شکار Vienna آنجا بافته شده است . اصفهان بخاطر دارا بودن یک تولیدی درباری مشهور است که توسط شاه عباس ، خیلی زود پس از آنکه او دربارش را در سال 1598 در آنجا دایر کرد بنا گذاشته است و موقعیت دقیق آن توسط مسافران مورد تصدیق قرار گرفته است . بسیاری از قالی های ابریشمی و نقره دوزی شده از دوره به اصطلاح قالی های polonaise مطمئنادر اصفهان بافته شده است . تبزیز هم همچنین بعنوان مرکز مهم بافت توصیف شده وبعضی از دانشمندان این منطقه را از این لحاظ برجسته ترین منطقه می نامند . اولین پایتخت صفوی و تولیدی دربار می توانست در آنجا قرار بگیرد اما عثمانی ها آن منطقه را چندین بار مورد تهاجم قرار دادند .(در طی نیمه نخست قرن 16) مرکز حکومت به قزوین و سرانجام به اصفهان رفت . خصوصیات سنتی یک کلاس بزرگ از قالی های صفوی اغلب در طرحهای ترنجی تا تبریز ممکن است موثق و صحیح باشد ، اگر چه آن هم بدون شاهدی محکم ساخته شده است . مدرک و شاهد برای تولیذ قالیچه اطراف کرمان یک منطقه مرزی است که احتمالا شامل یزد روی چندین منبع و مرجع مشهور در ادبیات قرار می گیرد . این منطقه ممکن است تنها نمونه ای از سنت ممتد بافندگی باشد که از لحاظ متد و روش به زمانهای مدرن تا قرن 17 یا قبل آن بر می گردد . حتی یک امتحان و آزمایش مصنوعی قالی های قرن 19 کرمان این تاثیر را می گذارد که آنها چیزی مشترک با قالیهای صفوی دارند که معمولا به آنها قالی های Vase (گلدان) گفته می شود که شکل شکوفه های بزرگ و رنگارنگ در یک داربست پیچیده درامتداد حاشیه مرتب شده است نه تنها ترکیب رنگها بنظز یکسان می آید بلکه پشم یک تنوع شاخص با مخصوصا یک رنگ سفید و خوب بنظر می آید که شبیه آن در هیچ جای ایران کشف نمی شود . بدون شک هنگامی که کسی شروع به تعقیب کردن قالی های کرمان می کند به اوایل قرن 19 بر می گردد که بافنده را کرمانی تشخیص و هویت دهی می کند یک تصویر واضح از تحول ، طرح و ساختار نمایان می شود قدم برداشتن به سمت قالی های گلدان (Vase) چیز کوچکی شده و اینجا مسابقه ای از قانع کننده ترین نوع قالی با مرکز بافت شناخته شده است . علاوه بر این هنوز کرمان همچنین تنها قالی مادرن باقیمانده است که هنوز گره های نامتقارن با سه پود از میان ردیف گره ها به کار می گیرد ، همانطور که در بیشتر قالی های صفوی یافت می شود وصف قالی های صفوی در آخرین منطقه اصلی شرق ایران کمتر و ناچیزتر است اگر چه ادبیات قالی ، پر از توضیحاتی از هرات ، مهمترین شهر شرقی آن زمان است تقریبا مطمئنا بسیاری از تکه ها بصورت سنتی که برچسبی از هرات خورده اند در هند بافته شده اند و هنوز بافتن در یک روش فارسی کلاسیک آنجا باقی مانده است در زمانهای اخیر هرات بخشی از افغانستان بود و تنها قالی هایی که در آن حول و حوش بافته می شوند انواع قبیله ای ترکمنی و بلوچی بوده اند .
هنر و مغول :
از نقاشی های مینیاتور بر جای مانده از دربار اکبر مشخص است که در نیمه دوم قرن 16 قالی هایی که منبعشان بخش بارزی از مراسم خاکسپاری دربار مغول بود . از قرن بعد یادداشتهای تجاری گسترده ای هستند که یک تجارت گرم و پررونق را در قالی های مغول با غرب اروپا وجود داشته است . در ابتدا این بوسیله پرتغال کنترل می شد اما سرانجام انگلیس و هلند به نظر می رسد که سرمایه گزاران بزرگ شدند . بزرگترین فرشهای بازمانده از این دوره گروهی از قالی های گل دار هستند ، معمولا با یک زمینه قرمز و غنچه ها و برگهای بزرگ که در ادبیات قالی ها عنوان هند و فارسی داده شده یا عنوان هند و هرات . این مقداری سر در گمی و عدم توافق را پیشنهاد میدهد که آیا اینها در فارس یا هند یافت شده اند ؟ اگر چه واضح است که ثبتیات تجاری بذیتانیا از هند آمده است . گردآوری بزرگترین قالی های جهان در جنوب غرب هند بود . جایی که آنها اولین بار حوالی 1900 مورد مطالعه قرار گرفت . بیشتر قالی های شاپور بلند و عریضند اگر چه تکه های کوچک کمی با ابعاد 6×4 وجود دارند آنها با پایه کتان بافته شده یا ابریشم گاهی اوقات برای پود روی تکه های بهتر استفاده می شود . گره های نامتقارن از کمتر از هر 100 اینچ مربع تا بالغ بر 200 اینچ مربع متفاوت و متغییر است . بهترین تکه ها آنهایی اند که به آنها فارسی گفته می شود در حالی که همچنین یک سری از قالی خای حیوانی مرتبط است که اغلب در هند دیده می شود . زمینه معمولا با لک رنگ شده یک حشره با یک سایه آبی ، رنگ سرد که شبیه کشینل (قرمز دانه) است وسایر رنگها به حالتی مطابق با تمرین فارسی رنگ شده بود . اغلب مجموعه هایی از نخل های زینتی در امتداد خط تقارن بر روی قالیچه های بزرگتر ، اینها در پهلوی نخلهای زینتی محور افقی قرار می گیرند که به سمت خطهای تقارن مرکزی قالیچه و حاشیه های بیرونی اش اشاره دارد . تصاویر و شکلهای وابسته در امتداد خطوط باریک ، کارهای درخت تاک در حال حرکت ، معمولا با برگهای نیزه ای شکل تزیین داده می شود . اغلب چندین آبی سرد ، لااقل دو قرمز است که اغلب با دو سایه از همان رنگ در مجاورت قرار می گیرند . بدون هیچ خط اصلی بین دو تا ، گاهی اوقات ممکن است این گونه فکر شود که خصوصیات عمومی قالی های هندی این دوره باشد . یک روش خاص از رسم میوه دارد ، باردار کردن درختچه هایی به طور واقعی به قالی های دربار جهان گیر معروف است و تا زمان حکومت شاه جهان ادامه می یابد . دیگر نوع گل دار طراحی Millefleurs است که ممکن است به قرن 7 به عقب تاریخ بخورد و مطمئنا تا قرن 19 ادامه می یابد قالی های Millefleurs خیلی خوب بافته شده است با یک پشم سالم مخصوص و گاهی اوقات تارهای ابریشمی که ممکن است در رنگ در امتداد عرض قالی با هم متفتوت باشند . گروههای عمودی از رنگهای مختلف را تشکیل دهند . در قالی های بزرگتر زمینه پر شده از غنچه های کوچکی که بوسیله کارهای پیچکی خوب بهم وصل شده ، تکه های طرح سجاده ، یک گلدان بزرگ دارند با ترکیبی از گلها که در کنار درختان سرو قرار گرفته است . این وسیله که درختان سرو در کنار درختچه های گلدان قرار گرفته درون یک هلال قوسی شکل به ترتیبی قرار گرفته که در هند و مغول رایج است و در بسیاری از جلوه های چنین ساختمانهایی که در تاج محل ظاهر می شوند . قالیچه های Millerبا اشتیاق تمام جمع آوری شده و یکی از آنها در یک مزایده در سال 1996 به قیمت 805500 دلار فروخته شده است . منبع این قالی ها بحث انگیز باقی مانده است اگر چه توافق عمومی است که آنها جایی در جنوب غرب شبه قاره هند بافته شده بود . کشمیر در کنار لاهور و سایر ایالات گوناگونی از کوههای Punjabi پیشنهاد شد . غیر ممکن است که تاریخ یا خاستگاه هر قالیچه مغولی را تایید کرد . در حال حاضر هیچ روشی بین تمایز گذاشتن بین تولیدات مراکز مختلف وجود ندارد اگر چه واضح است قالی ها در جاهایی مثل Agra ، لاهور ، Fatehbur sikri بافته شده بودند .
قزاق ها :
بافتن در سطح یک روستا برای چندین قرن معروف بود همانطور که شواهدی وجود دارد که بافت قالی سنت طولانی در میان ارمنیان دارد و احتمالا این درست است که ترک ها از قرن ده رسیدند . متاسفانه هیچ قالیچه قزاقی سالم و دست نخورده تا قبل از 1600 باقی نمانده است . اگر چه تکه هایی وجود دارد که احتمالا مربوط به قرن 13 یا 14 می شود . قدیمی ترین گروه ظاهرا قالی هایی به اصطلاح اژدها (Dragon) نامیده می شود که حدود 200 نمونه سالم و کامل و تکه تکه از آن باقی مانده است . اولین آنها مربوط به قرن 17 است . بطور واضح بوسیله ساختار رنگ بهم مربوط شده ، تقریبا هر جنبه از این قالی ها بحث انگیز است . شامل حتی آنهایی که باید به منطقه قزاقستان مربوط شود در ادبیات نخستین گمانه زنی هایی وجود دارد که آناتولی شرقی ایجاد شده است و در اوایل قرن 20 منطقه کوبا در امتداد ساحل کاسپین اغلب ذکر شده است . ارمنیان ، افراد ترکی و حتی کردها تقریبا بافندگان این قالی شناخته می شوند در حالی که منابع ممکن طرحها گسترده و وسیع اند موضوع بوسیله وجود چندین نوع بارز پیچیده می شود و این را پیشنهاد می دهد که ممکن است بیش از یک مرکز تولید وجود داشته باشد ، بوسیله تعدادی از مثالهای نابهنجار که بطور واضح و رای کمیته نظارت ساخته شده اند . شاید مناسبترین روش برای امتحان از قرن 18 از فارس اغلب در یک چها رچوب بلند و عریض با طرحهای بزرگ و عناصر تکه ای بافته شده اند و قالی های بزرگ ابریشمی یا تکه های بزرگ با بافت خیلی خوب از نمونه های صفوی یافت نمی شد و یک افول عمومی و کلی در خلاقیت و ابتکار بوجود آمد . شاید سخت ترین آنها قالی های آناتولی اند که از تکه های برجای مانده از قالی های نخستین دربار عثمانی هستند . جالب است که ظهور و پیدایش سجاده ها که حتی در طی قرن 20 که از ستونها و لامپهای آویز استفاده می کنند که احتمالا نخستین بار در تکه های درباری قرن 16 ظاهر شد . در حالی که در یک منظره طرحهای قالی بعدی ممکن است که رو به زوال و نابودی برود خیلی از آنها در نوع خودشان موفق هستند . همچنین همراه با بعضی موفقیتها نوعی از قالی های Usak هستند که احتمالا شامل شهرهایی به جز خود Usak هستند . در حالی که اینها مدت زمان نه چندان طولانی قدرتمند هستند . در قرن های پیشین بعضی از مثالهای اخیر از این نوع ، جذبه چشمگیری دارند . در میان عوامل مربوط به صنعت فرش ، جنگهای ممتدی در فرس است که بعد از حمله افغانها و آشوب در امپراطوری عثمانی باعث فشار اروپایی ها و یک حکومت مرکزی فاسد شد . با بر هم خوردن تجارت خارجی و کمی تاثیر در میان تجار و طبقات تجارت ، حمایت اقتصادی از صنعت فرش وجود نداشت می شود گفت که بازدهی زیاد هنر ، احتمالا با مدا عامه پسند شروع شد و به اصلش برگشت بافت قالی ها دوباره به روستائیان و کوچ نشینها که چنین بافته هایی را در خانه ها استفاده می کردند واگذار شد در زمانی که علاقه مدرن به قالی شرقی دوباره احیا شد . در نیمه اول قرن 19 تنها صنعت قالی مختصری در مناطقی که قالی بافی رواج داشت موجود بود توسعه تدریجی و جهت های زیادی که صنعت قالی به خود گرفت ، تمرکز اصلی این کتاب بر روی آنهاست .
یک نکته در مورد تاریخ :
هر از چند گاهی شخصی ، تاریخی را بر روی قالی پیدا خواهد کرد که نسبتا خواندن آن آسان است کسی که آشنایی با سیستم عربی شمارش بدست بیاورد ، شکلها از چپ به راست مرتب شده اند ، درست مثل سیستمی که امروزه در غرب استفاده می شود . اگر چه زمانهایی وجود دارد که نقطه تقاره و تناسب قالی به مجموعه اعدادی که رو به عقب نوشته شده اند نیاز دارد تاریخ 1283 ، بنابراین 1283 قبل از میلاد است . روی برخی قالی های قفقازی و برخی قالی های ترکی اوایل قرن دو می شود چیزهایی را یافت که با سیستم غربی که از تولد مسیح آغاز شده بود مطابقت داشت . هر چند بیشتر اوقات تاریخ نگاری با تقویم اسلامی بود که با هجرت شروع شد یعنی مهاجرت حضرت محمد (ص) از مکه به مدینه.
این قالی ها کار کردن است که بر عکس مثالهای اخیر با یک منشاء شناخته شده است . قالی های به اصطلاح Sunburst از ناحیه کاراباغ Karabagh به خاطر اینکه در چندین روستای جنوب شوش درست شده معروف است . این قالی ها در عوض بنظر می آید که از لحاظ رنگ ، طرح و ساختار تنزل کرده است . از یک گروه قالی های اژدها (Drajom) که باعث یک نمونه تکه تکه دراگون در یک سیتم سالم و دست نخورده است . این تکه باعث اتصال بین بزرگترین قالی های گروه دراگون و این بخش از کارابلاغ می شود که اکنون شوش ، مهمترین شهر است . تولید قالی های بزرگ دراگون احتمالا در یک مجموعه کارگاه اتفاق افتاد که بیشتر شبیه آنچه است که در مرکر جمعیتی خیلی بزرگ یافت می شود تا در یک روستا . شوش ، گنجه Shomakla پیشنهاد شده است . بعنوان این که چه کسی قالی ها را بافته ، بنظر می رسد که چنین زاده و خلف هایی از قالی های دراگون مثل نوع Sunburst و Kasem Ushag در بیشترین بخش تولیدات ارمنی اند اما پاسخگوی این سوال نیست که قالی های دراگون کجا توسط چه کسی بافته شده است . بزرگترین گروه قالی ها که خصوصیت ساختاری مهم دارند که آنها را از انواع دیگری جدا کرده است در میان هر جایی از یک تا شش یا هفت اینچ بوسیله پودهای محکم و ضخیم رد می شود که ساختار آن در این بخش نامعلوم است . گاهی اوقات در طول قرن 18 یا شاید اوایل قرن 19 در این خصوصیت از بین رفت . این بشدت غیر معمول است هر چند خصوصیت مشابه در برخی قالی های اولیه ، تصور می شود که از کرمان است . این با تئوریهایی از منشاء طرح قالی های دراگون ، بسته می شود که خیلی مرموز و عجیب نیست . یک الگوی مشبک ، زمینه را به سمت لوزهایی از طریق برگهای ضخیم ، محکم و نیزه مانند می برد . هر کدام از آنها شامل چیزهای کوچکتری است در بخشهای لوزی شکل ، اشکالی از فرمهای گلدار یا شکل های حیوانی است که همیشه یک اژدها و یک ققنوس با هم در نبرد هستند . شکل های حیوانی یک تاثیر چینی را پیشنهاد می دهد یک تکه بر جای مانده در مونیخ که بنظر از کرمان است و مربوط یه اوایل قرن 16 می باشد همان نوع زمینه مشبک و تصاویر حیوانی را نشان می دهد اگر چه بدون اژدها است اما آن قویا یک ارتباط را پیشنهاد می دهد . بدون شک به پایه و اساس طرح قفقازی نگاه می کند شواهد بیشتر قرض گرفتن از فارسی را نشان می دهد . بزرگترین قالی های قفقازی قرن 18 یک قرض واضح و مشخصی را به طراحی فارسی نشان می دهد .
تولیدات قرن 18 :
در فارسی ، هند و آناتولی یک نوع فرش گلدار بافته شده در طی قرن 16 و 17 وجود دارد که بوسیله یک بلای نسبی در قرن 18 حدااقل خیلی دورتر از روش مهم درباره قالی ها مورد توجه بودند ، این بدان معنی نیست که بافت قالی ها پایان پذیرد . قالی های بجای مانده دز ژرفای 622 قبل از میلاد برای برخی از قالی های اخیر که تاریخ بر اساس سال شمسی محاسبه می شد تاریخ به آسانی با اضافه کردن 622 به تاریخ اسلامی تغییر یافت اما برای اولین قالی ها فاکتور دیگری باید لحاظ شود . هنوز در کشورهای اسلامی سال عربی استفاده می شود و از سال شمسی کوتاهتر است . یک عامل تغییر دهنده باید در محاسبه لحاظ شود بيستم قمری هر یک سال 3307 سال شمسی بدست می آید . بنابراین قالی عربی روی قالی را تقسیم می کنیم و با این یک عدد صحیح بدست می آید . این روش برای اندازه گیری تاریخ چنین نمونه های تاریخی مثل قالی اردبیل تا قرن 19 استفاده می شود ، بدون اینکه سوالی را برانگیزد . بعد از تصرف قفقاز توسط روسها در اوایل 1800 هر چند هنموز سردرگمی وجود دارد همانطور که سپس تقویم شمسی در برخی جاها معزفی شد حتی هنگامی که تاریخهی اسلامی دوباره برجا ماند . در قفقاز در طی قرن 19 هر دو سیستم در کنار هم برجای ماند و گاهی اوقات و شاید اغلب اندازه گیری برخی تاریخهای شمسی یا قمری ممکن نیست . معمولا تقویم شمسی در شهرها استفاده می شد ، اما در روستاها بیشتر تاریخ قمری مورد استفاده قرار می گرفت . در ایران و ترکیه تغییر در سال 1920 اتفاق افتاد . هنگامی تقویم شمسی با حاکمانی روبرو شد که رژیمهای خاصی را بکار گرفتند که با موسسات غربی در یک موازات بود . تغییر تاریخی قالی به فارسی مدرن ، ساده است با اضافه کردن 622 ، اگر چه این کاملا درست نیست . همانطور که سالهای نو اسلامی و غربی در همان تاریخ درست نیست . دونالد ویسر ، لیست دقیقی از قالیهای تاریخ دار را منتشر کرد . او قادر بود که آنها را موقعیت یابی کند و این برای محققان خیلی مفید است . معمولا تاریخ روی فرش ممکن است موثق باشد اما همیشه این احتمال وجود دارد که ممکن است تاریخ از قالی های اولیه پیشین کپی برداری شده باشد . تغییر تنها یک گره ممکن است یک قرن یا بیشتر را تغییر دهد .
طرح ـ تفسیر :
قبل از اینکه انواع مختلف قالی توصیف شود باید روی طرح و معنی آنها مقداری بحث صورت گیرد . هر دسته جداگانه از Pile معمولا گره نامیده می شود اگر چه چندین تا از این دستورالعمل ها و ساختارها در قالی های دستباف استفاده شده است این بدان معنی نیست که احتمالا بتوان به همین عبارت آنها را نامید و تکنیکی که این pILE را پیاده می کند گره زدن (Knotting) نامیده می شود . در مقایسه با بسیاری از تکنیکهای صنعت نساجی ، آن پیچیده نیست و آن تنها شامل انواع کمی در میان کل مناطق بافت قالی می شود . پروسه با نخها یا تارها معمولا کتان یا پشم شروع می شود و بین دو تیر چوبی که انتهای دستگاه پارچه بافی را تشکیل می دهد پودها بطور عمودی در این تارها قرار می گیرد . اگر یک بافته تنها از تار و پودها بافته شود نتیجه یک بافته ظریف و کم گره است که بعنوان بافت مسطح شناخته می شود اما عمق یا ضخامت یک قالی pILE بوسیله مرحله اضافی از دسته های گره مواد رنگی ، معمولا پشمی ، شامل دو ، سه ، چهار ، یا پودهای بیشتر می شود بافت با یک گره عریض از بافت مسطح و سپس ردیف های گره بدور تارها بافته می شود . تعدادی از پودها ، معمولا دو تا ، از یکی تا بیش از 20 تا متغییر است . تقریبا همیشه پودها بعد از هر ردیف از گره ها هستند اگر چه تعدادی بافتهای متفاوت و غیر معمولی وجود دارد که چندین ردیف از گره ها قبل از گذشتن هم پودی ، بسته و بافته می شوند . طرح بوسیله عوض کردن رنگ دسته های جداگانه پشم که گره های دستباف هستند عوض می شود .
طرح :
در مناطقی که طرحهای محلی با قدمت دیرینه استفاده می شود بافنده اغلب از حافظه اش برای بافتن با الگوهایی که از مادر به دختر می رسد کمک می گیرد . این معمولا برای بافتهای ساده مستقیم کافی است ، مثل خیلی از قالی های روستایی ترکی اما برای طرح های قوسی شکل پیچیده تز از قالی های شهری فارسی ، الگوها دقیقا با زنگهای مناسب روی کاغذ گراف رسم می شود . بنابراین هر مربع یک گره می شود که برای یک اجرای صحیح و درست حتی از پیچیده ترین طرحها ، اجازه دارد عملا در شهرهای بزرگتری که قالی ها بافته می شوند ، طراح یک متخصص ر نگرز می شود و در برخی مناطق مثل کرمان به لحاظ سنتی احترام خاصی دارد . قالی هایی با طرح گل فارسی اکنون بوسیله این افراد حرفه ای طراحی می شود ، کسانی که باید درخواسته ها و نیازهای مغازه در گردش و جریان باشند و در همان زمان ، پیوستگی شان با گذشته را حفظ کنند در برخی کارگاههای فارسی ، تعدادی از کارگرها تقریبا همیشه مردها ، طرحها را تحت نظارت طراح اصلی آماده می کنند . یک بخش از الگو بالای تارها جایی که گره ها قرار می گیرند نصب می شود . توصیفاتی از زمانهای نخستین کارگاه ها وجود دارد که یک بافنده کارفرما کار بسیاری از بافنده هایی که در همان مکان روی قالی های مشابه کار می کنند را جهت دهی و کنترل می کند ، و برای آنها مثلا رنگ گره ها را بازگو می کند . نویسنده ها ، این روش را که به طرز درست در ایران استفاده می شود را هرگز ندیده اند . اگر چه هیچ شاهد مستقیمی وجود ندارد ،اینطور به نظر میرسد که روش scale-paper در بافت قالی های پیچیده صفوی استفاده سده است . همانطور که بسیاری از آنها تقارنی را نشان میدهد که در غیر اینصورت، غیر محتمل خواهد بود . همچنین هر چند که بعضی از انواع سیستم تعلیم استفاده شده است مثل کشمیر و بیشتر کشور هند . اینجا رنگهای کتنوع بوسیله سنبلهایی که در یک سری طولانی برای هر ردیف از گره ها ، وجود دارد . همانطور که بافنده هرگز طرح را تا زمانی که واقعا گره ها زده نشده نمی بیند احتمال اشتباه و خطا بیشتر است . بدون شک هر کسی که قالیهای کشمیر را خریده ، آگاه است که یک دزصد بالایی از کالاهای غیر استاندارد و نامرغوب وجود دارد که با قیمتهای پایین فروخته شده . در بیشترین موارد ، نقصها و عیبها مربوط به اشتباهات اساسی و مهم در طرح می شود . در بعضی مناطق ، بافندگان ماهرترو کارکشته ترند که می توانند از روی یک عکس یا یک طرح و نقاشی کار کنند اما ایم معمولا شامل یک فداکاری و از خود گذشتگی در درستی و صحت می شود . در کنفرانس ها و نمایشگاه های بین المللی قالی های فارسی در تهران ، نویسندگان استفاده از کامپیوتر را برای تولید طرح ها ، برای بافندگان مشاهده کرده اند . یک طراح حتی یک پایانه . قطب کوچکی که با دستگاه پارچه بافی متناسب باشد را ساخته اند ، به منظور اینکه رنگ گره ها که گذاشته می شود بوسیله برنامه کامپیوتری نشان داده می شود .
ماشین نساجی :
ماشین های نساجی که قالی ها را می بافند ، پیچیدگی زیادی ندارند و طرح شان به میزان کمی در طی قرنها بافت ، تغییر کرده است . مطمئنا ساده ترین و احتمالا نخستین دستگاه نساجی یک دستگاه تخت و صاف است . که بوسیله گروه های زیادی از چادر نشینان و گروهی از روستائیان و اغلب عشایر مستقر و ثابت استفاده می شده است . قاعده کلی و اصل آن ساده و مواد کمی مورد نیاز است . دو پایه قوی انتخاب شده و به موازات هم قرار می گیرند . آنها معمولا از چوب سپیدار هستند که در مناطق بافت قالی مشترکند و یک تنه نسبتا مستقیم دارند تارها بطور محکم بین پایه ها کشیده می شود که در ساده ترین نوع افقی و صاف بوسیله چوبهایی که در زمین فرو رفته از هم دور نگه داشته می شوند . در این مورد ، پایه ها که به چوبها بسته شده یا بر روی آنها قرار گرفته و تکیه داده است ، کشیدگی لازم را روی تارها دارد . بافنده در یک موقعیت روی زانو یا سر پا قرار می گیرد که ظاهرا او قادر است بصورت طولانی بدون احساس عدم راحتی در این حالتها قرار بگیرد . درهم بافتن پودها ساده تر است با پایه های چوبی فرعی که مشابهشان روی دستگاه قائم است . یک پایه چوبی معمولا بعنوان یک میله Heddle به تارها محکم بسته شده است . در خاور میانه معمولا ثابت شده است این اطاقک اولیه یا جدایی تارها را باز نگه میدارد پایه چوبی دیگر یک چوب اطاقک نامیده می شود . هنگامی که به جلو کشیده می شود دومین اطاقک را باز می کند . در برخی از مناطق بافت فرش ، گذشتن پودها بوسیله پیچیدن آن دور یک ماسوره (ماکو) ساده تر می شود . یک چوب بلند که ممکن است آسان تر بخش دستگاه به قسمت دیگر برود اغلب ، همچنین یک کلاف نخ در هم پیچیده کوچک بوسیله دست عبور داده می شود . مزایای دستگاه نساجی افقی ، سادگی ، اقتصادش ، و راحتی آن برای حرکت به موقعیت های دیگر است . این برای بافندگان چادر نشین ضروری است همانطور که تجهیزات پیچیده تر خیلی سنگین و دشوار و دست و پاگیر است . نقاط ضعف و عیب های آن میزان زیادی از فضا است که اشغال می کند ، یک مشکل خاص در آب و هواهایی که قالی باید در درون بافته شود . در این مورد اندازه قالی بوسیله اندازه منزل (محل سکونت) محدود شد . این همچنین سخت است که قالی های بزرگ را با دستگاه های افقی ساخت . اگر چه تکه هایی بزرگ از کیفیت عالی با چنین تجهیزات زمخت ساخته شده است . نویسندگان یک قالی 18 فوتی عرض را روی یک دستگاه افقی دیده اند که امکان رسیدن به طول 24 فوت را هم دارد . قالی های خیلی بزرگ "Tekke" در موزه فرش عشق آباد به نمایش گذاشته شده و ادعا شده که آن روی یک دستگاه افقی بافته شده و عرض 65 برای آن اندازه گیری شده است . علاوه بر دستگاه های افقی که پایه ها تنها بوسیله چوب در یک جا نگه داشته می شود انواع دیگری وجود دارد که دستگاه پایه های کناری دارد که تارها را تحت کشش نگه می دارد حتی وقتی که همه دستگاه حرکت می کند . نویسندگان این نمونه اخیر را در بین عشایر قشقایی با قالی هایی خیلی با کیفیت دیده اند که از عدک کشش هر زمانی که گروه حرکت می کند رنج می برد . نوع کامل دستگاه افقی بطور واضح مناسب قالی هایی است که به اندازه کافی برای حرکت روی دستگاه کوچک است . سه نوع اساسی از دستگاه های عمودی هم اکنون استفاده می شود و اینها بوسیله چندین عبارت توصیف می شوند . ادوارد در بحث در مورد قالی های بافت فارس به آنها عنوان نوع روستایی ، نوع تبریزی و نوع پایه لوله ای می دهد . Beattie بافت ترکی را مورد بررسی قرار می دهد . و ضرورتا همان مکانیزم هایی که بوسیله عبارات مختلف ، با اشاره به دستگاه تبریزی بعنوان نوع Bunyan و دستگاه پایه لوله ای بعنوان نوع "Ispata" توصیف می کند . اصول پایه و مهم یکسانند ، اما مزیت های صریح و روشن برای دو نوع اخیر وجود دارد . دستگاه روستایی یا دستگاه تار ثابت ، بدون شک کمی بیشتر از یک انطباق دستگاه افقی قدیمی است . بجای اینکه بوسیله چوبهایی که در زمین فرو شده از هم جدا شود دو پایه ای که تارها را کشیده نگه می دارند در سوراخهای بین دو پایه عمودی محکم ، قرار می گیرند . اگر چه تار بعنوان یک حلقه مستمر بکار برده شده ، تارها همگی بدرون یک لایه تکی معمولا با یک بافت پود برده می شود قبل از اینکه بافت شروع شود . انتهای پایینی اغلب از دور یک طناب عبور می کند که به پایین پایه ها نصب شده است . همانطور که این اجازه می دهد که کشش از یک منطقه به منطقه دیگر سازگار و منطبق باشد . کشش بوسیله بردن جهت دهی برش ها بدرون سوراخها در یک دستگاه عمودی باعث حفظ دوری پایه های افقی ازهم می شود . همانطور که بافت پیشرفت می کند بافنده باید بافت را در یک سطح بالاتر ادامه دهد . دستگاه روستایی برای استفاده معیوب و ناقص است و برای یک فرش خیلی طویل نامناسب است . هر چند شخصی باید منعکس کند که خیلی از شاهکارهای بافته شده روی یک چنین دستگاه های زحمثي ایجادشده است . دستگاهی که ادوارد بعنوان دستگاه تبریز توصیف می کند اگر چه حتی بافندگان خود شهر تبریز ، اکنون یک نوع دستگاه پیشرفته تر را بکار گرفته اند ، خیلی زیاد در پیچیدگی ، بعنوان روشی که تارها مرتب شده اند ، فرق نمی کند اینجا آنها بطور مداوم به دور هر دو پایه حرکت می کنند که تنها آن نزدیکترین ها برای بافت استفاده شده اند همانطور که کار پیشرفت می کند ،کشش می تواند کمتر میشود و بخش تمام شده پشت پایه پائینی قرار می گیرد بنابراین با زمینه که بافندگان روی آن کار می کنند را کاهش می دهد . یک قالی می تواند بافته شود که حدودا دو بار به بلندی ارتفاع دستگاه است . عملیات پایین کشی به آسانی انجام می گیرد بنابراین بافندگان هیچ وقت لازم نیست که سطح نشستنشان را تغییر دهند . دستگاه های پایه لوله ای ، اکنون در بین صنعت قالی مشرق زمین از چین و کشمیر تا مراکز بافت شهری ایرانی مثل کرمان و کاشان استفاده می شود انعطاف پذیری بیشتری نسبت به دستگاه های تار پیوسته دارد . اینجا هر دو پایه بالایی و پائینی در سوراخها می چرخند و همانطور که بافت صورت می پذیرد ، بخش تمام شده قالی بدور پایه پائینی می پیچد تارهای جدید بطور همزمان از پایه بالایی پیچیده نمی شوند . قبل از اینکه نوردها حرکت کنند کشش در حال استراحت است اما آن به آسانی بوسیله تعدادی از سیستمهای مکانیکی که بطور قابل ملاحظه ای از یک مرکز به مرکز دیگر متفاوتند دوباره ایجاد و پایه گذاری می شود . اغلب یک دستگاه از وسایل فلزی استفاده می شود .دستگاه های کوچکتری از این نوع هنوز از چوب ساخته شده اند اما دستگاه های بزرگتر شامل فلز قابل توجهی است که اغلب برای مستحکم کردن چوب استفاده می شود . بسیاری از دستگاه هایی که نویسندگان در ترکمنستان دیده اند جایی که همه بافت ها روی دستگاه های عمدی بافته می شود که بطور کامل از فلز است . عیب های این نوع دستگاه این است که بخش کامل شده قالی نمایان نیست اما این خیلی مهم است هنگامی که طرح ها از یک دیاگرام کاغذی بوسیله صنعتگران باتجربه باته می شوند . دستگاه پایه لوله ای (نوردی) در غرب ترکیه رایج است و این در هند و پاکستان که قالی های بزرگ بافت می شوند استاندارد است .
وسایل و ابزار متنوع :
وسایل کمی برای بافت قالی های مشرق زمین نیاز است . اساسا آنها وسایل ساده ای هستند برای برش نخ و کوبیدن هم ردیف گره ها بطور محکم روی ردیف قبلی معمولا یک چاقو (کارد) برای بریدن نخ بعد از بافتن هر گره استفاده می شود و قیچی ها برای برش پرزها بعد از پایان هر ردیف (راه) است . در برخی از مناطق اين چيدن همانطور كه كار پيشرفت مي كند ، انجام مي شود اگر چه يك پروسه كامل و دقيق برش بعد از پايان قالي و جدا شدن آن از دستگاه وجود دارد . بافندگاني از تبريز و آن مناطقي كه بافت بوسيله تجار تبريزي معرفي شد از يك قلاب براي بستن گره متقارن استفاده مي كند و يك لبه از اين وسيله براي اينكه بعنوان يك چاقو عمل كند تيز شده است . بنا به اقوال اين سرعت بافنده را افزايش مي دهد . در بسياري از بخشهاي آسياي مركزي يك چاقوي داسي شكل با لبه خارجي تيز استفاده مي شد . يك گزارش منتشر شده از چاقوهاي به اين شكل وجود دارد كه از محل عصر برنز در تركمنستان از زير خاك بيرون آورده شده است . چندين نوع وسيله براي كوبين پودها وجود دارد. اين ابزار دندانه هاي مياني دارند تا بين پودها را پر كند و آنها بصورت محكم روي رديف قبلي فرود مي آيد . در منطقه بيجار يك نوع ابزار ميخ مانندي وجود دارد كه در بين تارها فرو مي رود و گره ها را محكم مي كند . تجهيزاتي كه براي پيشرفته ترين نوع قالي استفاده ميشود مشابه با همان انواع اوليه است . اگر چه تفلوتهاي كم محلي وجود دارد كه به ما اجازه تشخيص منبع يك ابزار و وسيله را مي دهد . وسايل كوبيدن (Beater) ممكن است فلزي يا چوبي باشند و هر دو نوع آن بوسيله نويسنده فوق مشاهده شده كه در غرب تركيه استفاده شده اما قيمتهاي آنها با هم متفاوت است .
مواد :
موادي كه در بافت قالي استفاده مي شود بطور گسترده اي در مناطق بافت قالي متفاوت است و اغلب براي تشخيص مكان و زمان بافت يك قالي مفيدند . مهمترين نوع تار و پودي كه در قالي ها استفاده مي شود پشم و موي حيوانات گوناگون است . خصوصا گوسفند اگر چه بز و گاهي اوقات شتر ممكن است انواع خاصي از نخ را توليد و فراهم كنند موي ياك ، اسب و گاو در ضرق دور استفاده شده است اما آن ممكن است در Pile استفاده شود .
بافتن ، ريسيدن :
حالتي كه پشم و كتان بدور نخ بافته مي شوند تاثير مهمي روي توليد نهايي دارد . براي قرنهاي متمادي نخها بوسيله روشهاي دستي كه بطور ناچيزي از شهر به روستا متفاوت بود بافته مي شد . ابزار و وسايل استاندارد ، دوك ، معمولا از چوب ساخته شده و بين 9 تا 15 اينچ اندازه دارد . نزديك پايان دوك معمولا حلقه اي وجود دارد كه به دوك در حال گردش استحكام و پايداري مي دهد . چندين روش براي چرخيدن دوك وجود دارد و مواد كامل به دوردوك تاب مي خورند . نخ تك رشته اي ممكن است در نخ دو يا سه رشته اي بافته شود . در ميان روستا و چادر نشينان نخ هاي دولايه اي رايج تر و متداول تر است . جهت بافتن در امتحان يك قالي بسيار مهم است . در برخي مناطق شمال آفريقا هر چند نخها در جهت مخالف بافته مي شوند بافتهاي S وجود دارند . نخها تقريبا هميشه در جهت مخالف چرخش بافته مي شوند و بيشتر نخها بنابراين Z بافت ها و S بافت ها هستند . بنابراين تجزيه ساختاري در علاقه به دادن ساده ترين ظاهر ممكن شامل نخ هايي بجز آندسته از قالي هاي آفريقاي شمالي نيست . در حاليكه بافت با دست چندين قرن استفاده شد ، چندين فرم از چرخهاي بافندگي "Foot Powered" از قرن شانزده در اروپا ظاهر شد . در ميان مناطقي كه قالي بافت مي شود با استثنائاتي خيلي كم هنوز دوك استفاده مي شود . اغلب دختر هاي جوان يا زنان بزرگتر كه زياد قادر نيستند بعنوان بافنده ايفاي نقش كنند ، ريسيدن را انجام مي دهند . ظاهر كتان ماشين بافت در اصل ، ويژگي ديگري است . آنها ممكن است چندين سرنخ براي تعيين تاريخ قالي پيدا كنند . روش دستي بافت كتان براي قرون متمادي استفاده مي شد و تعداد زيادي از قالي هاي قرن 16 و 17 بعد از پيدايش كتان دست ساز بافته شده اند . توسعه بافندگي در قرن 18 توسط ماشين خصوصا در انگليس باعث افزايش جهاني استفاده از كتان و كاهش قيمت آن نسبت به ماقبل شد . دلايلي وجود دارد كه تجارت كمي در نخ كتان در چين قبل از 1850 اتفاق افتاد و مي شود گفت كه يك قالي چيني با نخ ماشيني بعد ازآن تاريخ بافته شده است هنر احتمالا قبل از هر منطقه ديگر روش بافت نخ كتاني ماشيني را استفاده مي كرده است . و بدون شك در اواخر قرن 18 تجارت بزرگي در اين زمينه وجود داشته است . اينجا تنها نشانه هاي كمي از ادبيات قرن 19 سفر وجود دارد . "De Bode" كه يادداشت هايش در سال 1845 منتشر شد مي گويد كه صنعت كتان در شوشتر بعد از معرفي كالاهاي كتاني خارجي كاهش يافت . اين پيشنهاد مي دهد كه نخ كتان انگليسي ماشيني در فارس قبل از 1841 در دسترس بوده است . هنگامي كه "De Bode" مشاهداتش را انجام داد . نخ هاي كتان ماشيني در قالي هاي فارسي در اوايل قرن 19 ظاهر شد . ضرورتا همه قالي هاي قرن 19 تارهاي كتاني ماشيني دارند شامل آندسته از قالي هاي كرمان ، كاشان و تبريز ، درصد پودهاي ماشيني تا اندازه اي كمتر است . ساده ترين روش براي تمايز بين نخهاي كتاني دست بافت و ماشيني شمردن تعداد رشته هاست . نخ كتاني دست بافت بيش از 14 رشته دارد در حاليكه بيشتر نخ هاي ماشيني 5 رشته يا بيشتر تا 12 تا و يا حتي بيشتر دارند .
مروري بر تاريخ فرش دوره قاجار و ناصرالدين شاه
بهار 87
جستاری در تاریخ فرهنگی، اجتماعی و سیاسی
فرش ایران(1264-1364 ه . ق)
مطالعه در تاریخ فرش ایران، بویژه تاریخ کهن آن از مباحث دشوار در پژوهشهای هنر ایران می باشد. این دشواری بیشتر متوجه کاستیهایی است که در ثبت و ضبط جزئیات تاریخ بویژه سرگذشت آثارهنری وجود دارد.
بر همین اساس دراین اجمال جستارهایی از یک مقطع حدوداً صد ساله از تاریخ فرش ایران که به تقریب مصادف است با به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه قاجار(1264ه. ق) تا سقوط پهلوی اول(1360 ه . ق) مورد بررسی قرار گرفته و می کوشیم تا تحولات سیاسی، اجتماعی و فرهنگی ایران را که با به قدرت رسیدن ناصرالدین میرزا آغاز شد و بهاعتقاد بسیاری آغاز رویکرد به اصطلاح صنعتی و رو به رشد ایران بود، مورد مطالعه قرر داده و در معیت ان به جایگاه فرش در این دوران تنگاهی کوتاه در حد توان و دانش نگارنده داشته باشیم. مقطع مورد نظر در دهه آخر خود با تاسیس شرکت سهامی فرش ایران مصادف گردید که در سال 1384 ه. ش پس از هفتاد سال حضور مستمر در عرصه فرش ایران، نمی توان تاریخ معاصر فرش ایران را بدون آن مطالعه کرد.
رویکرد به صنعت و توسعه در ایران
توجه به صنعت و پیشرفت در امور اقتصادی ایران تقریباً از اواسط دوران حکومت قاجار و با به قدرت رسیدن ناصرالدین میرزا، ولیعهد محمد شاه آغاز شد. بیشترینعامل و مقدمات چنین رویکردی وجود افراد نامی و افتخار آفرینی است که اندکی قبل از به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه رویکردی جدی به دستاوردهای صنعت داشتند. مشهورترین این افراد که شاید بتوان او را آغازگر این اصلاحات نامید، عباس میرزا، نایب السلطنه فتحعلی شاه قاجار است.
فرشبافی و صنعت چاپ
حضور تاریخی چاپ در ایران به پنج قرن قبل از میلاد یعنی به زمان پادشاهان هخامنشی و به مهرهای سلطنتی باز می گردد که برای تایید احکام و فرامین حکومتی از آن استفاده می کردند. اما ورود واژه چاپ به زبان فارسی را به اواخر قرن هفتم هجری و به زمان سلطنت گیخاتوخان، پسر اباقاخان مغول (690-694 ه .ق) نسبت می دهند و آن پول های کاغذی بود، که به آن"چاو" یا " کااو" می گفتند. عده ای نیز معتقدند ه واژه چاپ همان چهاپ یا چهاپه است که در زبان هندی به مفهوم مهری بوده که بر روی پارچه نقش می زدند. اولین ورود چاپخانه به ایران در اواسط قرن 11 در عهد صفویان(1640 میلادی) بوده است. این کار توسط بازرگانان ایرانی که از ارامنه سامن آمستردام بودند انجام گرفت.
مهمترین دستاورد پژوهشی ورود صنعت چاپ به ایران تاثیری است که این صنعت در هنرهای ایران بویژه نقاشی و فرشبافی ایجاد کرد.
اولین کتاب چاپ شده با موضوع فرش درایران با ورود رنگهای جوهری به ایران و صدماتی که در کاربرد آنها وجود داشت در سال 1322 ه .ق مقارن با حکومت احمد شاه انتشار یافت. این کتاب با نام تجارت قالی رنگین به رنگ های جوهری نام داشت.
پس از واقعه به توپ بستن مجلس فقط دو چاپخانه بودند که به فعالیت خود ادامه دادند یکی مطبعه فاروس و دیگری مطبعه شاهنشاهی بود. کتاب مذکور در 35 صفحه و به دو زبان فارسی و فرانسوی منتشر شد که صفحات بخش فارسی 17 سطری و بخش فرانسوی 28 سطری بود.
به عقیده محققان علامت شیر و خورشید در زمان قاجار به عنوان علامت و نشان رسمی دولت ایران شناخته شد. اما در زمان رسمیت یافتن آن که متعلق به فتحعلیشاه یا محمد شاه بوده است اتفاق نظر وجود ندارد. استاد مجتبی مینویی در این خصوص معتقد است که نظامنامه ای که شیر و خورشید را نشان رسمی دولت ایران قرار داده، در زمان محمد شاه قاجار وضع شده و دستوالعملی که در سال 1252 ه ق به امر وی صادر شده در سالنامه وزارت خارجه که در سال 1332ه .ق به چاپ رسیده موجود می باشد و به دنبال این نظامنامه نشان شیر و خورشید بعنوان نشان دولت علیه باسمه برداری شد وبه اطراف و اکناف ممالک محروسه فرستاده شد.
به هر تقدیر آنچه مسلم است این نشان از زمان رسمیت یافتن در تمامی ایالات و حتی به میان عشایر و ایلات راه یافت و با شدت بیشتر مورد استفاده برخی از بافندگان قرار گرفت.
حاج حسن امین الضرب و میرزا تقی خان امیر کبیر، دومین اصلاحگرایان توسعه و صنعت در ایران
حاج محمد حسن امین الضرب یکی از بازرگانان و تجار ثروتمند و متنفذ تهرانی بود که تلاشهای بسیاری را برای توسعه اقتصادی ایران کرد. وی با اکثر کشورهای امریکایی، اروپایی و آسیایی رابطه تجاری داشت و نمایندگیهایی در شهرهای مختلف نظیر پاریس، لندن، مسکو، مارسی و ونیز داشت. وی در حدود سالهای 1270با یک چمدان لباس از اصفهان به تهران آمد و با سرمایه ناچیز خود را به یکی از بزرگترین سرمایه ها در ایران تبدیل کرد. در این دوره او یک پیمانکاری بزرگ تاسیس گرده بود و تقریباً در تمام شهرهای کوچک و بزرگ ایران شعبه داشت.
او در یکی از نامه هایش که پس از دیدار دوم ناصرالدین شاه از فرنگ نوشته بود، می نویسد: معادن و گمجینه های ایران کشاورزی، تجارت و صنعت آن هستند و رهبران مملکت باید این معادن را توسعه بخشند.
مهمترین اقدام وی که تاثیر آن در نساجی و هنرهای دستی و بافندگی، بویژه فرش بافی می تواند مورد توجه قرار گیرد، و در واقع نخستین سرایه گذاری شایان ملاحظه صنعتی در ایران، تاسیس کارخانه ابریشم تابی در رشت می باشد. این کارخانه اولین کارخانه مدرن در زمینه مواد اولیه بافندگی و نساجی ایران محسوب می گردد که بعدها با تاسیس کارخانه های دیگر رشد فزاینده ای یافت.
دومین سرمایه گذاری خصوصی توسط یک ایرانی در کشور که باز هم می توانست تاثیری جدی در نساجی و بافندگی و همچنین فرشبافی داشته باشد، تاسیس دومین کارخانه ریسندگی در ایران بود. این کارخانه 10 سال پس از کارخانه حاج حسن امین الضرب، یعنی در سال 1312 ه. ق در بیرون از دروازه دولت در تهران تاسیس گردید.
بدون تردید تاسیس این کارخانه ها با توجه به آنکه بخشی از تولید آنها، بالقوه امکان ورود به نساجی سنتی و فرشبافی را داشتند، می تواند در مطالعه تاریخی تحولات بافندگی ایران در عهد قاجار مورد توجه محققین و علاقه مندان قرار گیرد.
میرزا تقی پس از کشته شدن گریبایدوف به عنوان منشی همراه هیئت اعزامی زیر نظر خسرومیرزا به پطرزبورگ رفت.
درباب ترویج صنایع در ایران معتقد بود که صنایع جدید اروپا را باید با احداث کارخانجات در خود ایران رواج داد و به عبارت دیگر احتیاجات مادی جدید را که از لوازم تمدن تازه اروپاست در داخل کشور بسازد. وی تشویق از صنایع ملی و بومی را جزء مواد اساسی برنامه اقتصادی خود قرار داده بود.
به غیر از نقاشی ، دروس طب، جراحی و چشم پزشکی، ریاضیات، توپخانه، نقشه کشی، فیزیک . شیمی و ... نیز در این مدرسه تدریس می شد.
امیر کبیر با مساعی فراوان چندین کارخانه بزرگ در ایران بوجود آورد که اهم آنها عبارتند از: دو کارخانه شکرریزی و قندسازی در ساری که مصرف قندو شکر ایران را که تا آن روز از هندوستان وارد می شد. تقریباً تامین می کرد . یک کارخانه نخ ریسی بزرگ با ساختمان چهار طبقه در تهران و کارخانه های حریر بافی در کاشان، چلوار بافی در تهران، کالسکه سازی در اصفهان ، تهران و کاغذ سازی در تهران و اصفهان، بلور سازی در قم و اصفهان و تهران، چینی سازی در تهران و قم.
اقدامات زیر بنابب امیر کبیر چنان بود که حتی پس از قتل وی توسط ناصرالدین شاه نهضت علمی بزرگی که او پایه گذاشته بود ادامه یافت. در همین ارتباط در سال 1275 ه .ق 42 نفر از محصلین دارالفنون برای تحصیلات بالاتر به فرانسه فرستاده شدند.
کمال الملک و نقاشان تاثیر گذار در نقاشی و فرش ایران
از میان 42 نفر اعزام شدگان به پاریس در سال 1275 ه .ق میرزا علی اکبر خان نقاشباشی (مزین الدوله نطنزی) از جایگاه خاصی در این جستار برخوردار است. وی در سن دوازده سالگی برای تحصیل نقاشی اروپایی اعزام شد که پس از بازگشت، معلم نقاشی و زبان فرانسه در دارالفنون گردید و در سال 1284 ه . ق به ریاست آن برگزیده شد. مشهورترین شاگرد او چهره نام آشنای نقاشی ایران یعنی محمد غفاری، معروف به کمال الملک است.
کمال الملک طی حدود شانزده سال شماری از هنرمندان بزرگ ایران را در آن مدرسه تربیت نمود. در این مدرسه کارگاه طراحی نقشه فرش و بافندگی نیز دایر بود. زنده یاد استاد جمشید امینی از پرورش یافتگان مدرسه صنایع مستظرفه و از شاگردان بنام کمال الملک بود که در سایه تشویق کمال الملک تصاویر و چهره های متعدی از افراد مشهور و نامی را بر روی فرش بافت و شاید در پیوند با همین اقدام راهی جدید در بافندگی تابلو و تصویر بافی فرش ایران آغاز شد که تا این زمان نیز ادامه دارد.
متاسفانه علی رغم رواج و روایی هنر طراحی فرش و بافندگی در دوران قاجار، در ثبت و ضیط دقیق آثار نقاشان مشهور آن دوره که به طراحی فرش نیز می پرداختند کوتاهی گردیده و اساساً بعید و ناممکن است که این عده کثیر از نقاشان آن دوره که در انواع شاخه های نقاشی نظیر رنگ و روغن روی بوم، آبرنگ، نقاشی قلمدان و قاب آینه و آثار زیر لاکی و ... شهرت و اعتبار بالایی داشتند. در نقاشی فرش فعالیت نکرده باشند. خاصه آنکه نقاشان دربار و دولتی که در خلق آثار مختلف برای شاهان و شاهزادگان نظارت و دخالت داشتند یقیناً در نقشه های فرشی که برای عمارت و کاخ های آنها تهیه می شد نیز نظارت و دخالتی داشته اند.
اما از آنجا که بافندگی فرش، هنر عامه و طبقات متوسط و ضعیف جامعه بوده است نه تنها نام بافندگان ماهر و استاد آن دوره، بلکه نام نقاشان نقشه فرش آن دوره نیز در ورای چنین موضوعی یا اهمیت نداشتند یا در مقابل توجه و اهمیت روزافزون به سایر شاخه ها نظیر رنگ و روغن و آبرنگ بتدریج کم رنگ گردیده است. دراین جا با 6 نفر از نقاشان و هنرمندان نام آشنای دوره قاجار که آثار آنها به طور مستقیم یا غیر مستقیم در تحولات بافندگی فرش ایران تاثیر داشته آشنا می شویم.
1- خانواده امامی: میرزا بابا نقاش یا میرزا بابایس حسینی امامی را باید سر سلسله خانواده هنرمند امامی دانست. از این خانواده سید محمد امامی معروف به میرزا آقا امامی نقاش و طراح طراز اول اصفهان شهرتی بسیار دارد. به نظر می رسد که میرزا بابا نخستین نقاش دربار قاجار یا به تعبیر دیگر نقاشباشی بود که بیشتر در استر آباد فعالیت داشته است. میرزا بابا در بین سالهای 1199/1785 و 1810/1225 در کار نقاشی بود. درباره او اطلاعات چندانی موجود نیست. کار او نقاشی رنگ روغن، تذهیب نسخ، نگارگری و جلدهای لاکی بوده است. از قرار معلوم نخستین اثر شناخته شده وی طرحی از یک اژدها و ققنوس به تاریخ 1789/1203 در استر آباد است. از آثار معروف او تذهیب نسخه دیوان خود فتحعلیشاه و همچنین تزیین حواشی جلد منقوش لاکی آن است که در سال 1812/1227 به نایب السلطنه بریتانیا اهدا شده است. محمد اسماعیل فرزند میرزا بابا هنر نقاشی را ادامه داده باشند، اطلاعی در دست نیست. اما شماری از اعضای خاندان او در سرتاسر دوره قاجار در زمره نقاشان و هنرمندان به ویژه نقاشان قلمدان بودند و به قولی این هنر در نیمه دوم سده نوزدهم میلادی در انحصار آنها بود. از معروفترین آنها محمد مهدی، محمد نقی، محمد صادق، محمد رضا، محمدجواد و نصراله امامی بودند که همگی در نقاشی قلمدان، آینه دان و جلد کتاب شهرتی بسیار داشتند. از میان این خاندان دو نفربه نامهای سید ابوالقاسم حسینی امامی اصفهانی و میرزا عبدالوهاب امامی از مذهبان معروف دوره قاجار بودند. از این خانواده سید محمد امامی اصفهانی در سالهای 1860/1276 نقاشی مشهمر و پرآوازه بود.
2- حسین مصور الملکی که در سال 1277 ه . ق در اصفهان چشم به جهان گشود . پدر وی کارگهی برای ساخت و نقاشی قلمدان داشت. با کساد شدن بازار قلمدان به طراحی پارچه های قلمکار پرداخت و از این طریق گذران زندگی می کرد. شهرت او در اواخر دهه 1348 ه . ق و هنگامی که نقاشی های رنگ و روغن، آبرنگ و نقشه های قالی او مشهور گردید، مضاعف شد.
3- ابوالحسن غفاری کاشانی ملقب به صنیع الملک. وی فرزند میرزا محمد حسن خان بود و در سال 1231 ه. ق در کاشان متولد شد. اما از مهمترین حوادث زندگی او، انتصاب ریاست دارالطباعات همایونی درسال 1861/1277 بود. در واقع از انجاییکه وی در اروپا نقاشی و چاپ را توامان آموخته بود چنین وظیفه ای را عهده دار شد. تمامی تصاویر این روزنامه گرداورهایی بود که توسط صنیع الملک تهیه می شد.
این موضوع مقارن با ورود عکاسی به ایران، آغاز توجه و تحولی بزرگ در هنر بافندگی فرش ایران در شاخه ای به نام شبیه بافی و بعدها تصویر بافی بود.
4- میرزا علی اکبر مزین الدوله نطنزی: وی در سال 1263 ه. ق در نطنز چشم به جهان گشود. ناصرالدین شاه در سال 1275 ه .ق هنگامی که وی دوازده سال داشت او را همراه 42 نفر محصل به فرانسه فرستاد. او در سال 1311 ه. ش در خدمت ظل السلطان حاکم اصفهان بود. به عقیده نگارنهد طرح مشهور گلدانی ظل السلطانی که از طرحهای زیبای فرش ایران در الگوی تکراری واگیره است و تقریباً متفق القول براین عقیده اند که از سفارشات ظل السلطان، حاکم مستبد اصفهان بوده است.
5- طاهر زاده بهزاد تبریزی: حسین طاهرزاده بهزاد در سال 1266 ه .ش در تبریز متولد شد. پدرش روحانی بود و در خانه کتابخانه ای مفصل داشت و آرزویش ان بود که حسین در رشته علوم دینی تحصیل نماید و در مسلک روحانیون درآید. اما حسین از ودکی علاقه وافری به نقاشی داشت و به علت شرایط نه چندان مناسب خانه، پنهانی به آموختن این هنر پرداخت.
وی در مدرسه خطاطین استانبول معلم مینیاتور و تذهیب شد و به دستور انورپاشا مامور مرمت کتابهای مینیاتور قدیم در موزه توپقایی سرای استانبول شد. وی بعدها توسط ویلهلم دوم امپراطور آلمان برای تدریس به دانشکده هنرهای زیبای برلین دعوت شد و آرم سلطنتی اتریش را نیز دریافت کرد.
سرانجام وی در سال 1308 ه.ش به تهران آمد و به ریاست نقشه کشی موسسه قالی ایران و سپس به ریاست هنرستان هنرهای زیبا درآمد و پس از آن به تاسیس موزه هنرهای زیبا پرداخت. وی در هنرستان هنرهای زیبا به آموزش مینیاتود و نقاشی و طراحی قالی پرداخت. وی 21 اسفند ماه 1341 ه.ش در استانبول درگذشت.
6- خانواده شاهرخی: سر سلسله این خانواده هنرمند کرمانی بانجف قلی خا شاهرخی آغاز می شود که اطلاع دقیقی از وی در دست نیست وی دارای 8 فرزند بود که از میان آنها دو تن به اسامی عبدالحسین خان و محسن خان شاهرخی از هنرمندان بزرگ کرمان در اواسط دوره قاجار بودند .
عبدالحسین خان شاهرخی علاوه بر کار طرح فرش در طبابت و داروسازی سنتی درزمان خود زبانزد عام و خاص بود . از میان فرزندان محسن خان، دو تن به اسامی حسن خان و امیر خان شاهرخی کار پدر را ادامه دادند، تا انجا که حسن خان به جهت مهارت و تبحر والا و شیوه خاص طراحی و نقش پردازی که با ابداعات و نواوریهای زیبا و خاصی همراه بود، لقب معلم دوم نقاشان کرمان را به
خود اختصاص داد. وی در سال 1241 ه .ش در کرمان متولد شد. او را می توان نابغه ای در طراحی فرش کرمان قلمداد نمود.
وی هنرمندی شاعر و خود ساخته بود که قریب به 30 سال از عمر خود را به کار طراحی نقشه فرش پرداخت و سرانجام در 25 آذر ماه 1316 در سن 78 سالگی دار فانی را وداع گفت.
از مشهورترین ابداعات و شیوه های کار او چهر گشایی به شیوه نقاشی قلمدان در میان نقشه های مشهور رمان بویژه طرح کهن سبزی کار بود.
از میان فرزندان حسن خان نیز دو تن به نامهای هاشم خان و محمد علی شاهرخی در کار طراحی فرش استادانی به نام بودند.
در پایان این بخش باید به نکته ای مهم اشاره کرد که خود مقدمه ای است برای ورود به بخش بعد. عکاسی هنری بود که تقریباً مصادف با به قدرت رسیدن ناصرالدین شاه به ایران وارد شد. تاثیر جدی هنر عکاسی که قبل از آن به نام داگروتیپ
شناخته می شد بر روی نقاشی و همچنین فرش ایران به حدی است که می توان مدعی بود که بخش مهمی از تحولات و رویدادهای این دو هنر در دوره قاجار از برکت مطالعه تاریخچه ورود و تحولات عکاسی و عکاسان آن دوره قابل بررسی است.
عکاسی در ایران به همراه تاریخ ورود و تاثیر آن در فرش ایران
تاریخ ورود عکس و عکاسی در ایران به دوران ولیعهدی ناصرالدین میرزا و سپس پادشاهی او باز می گردد . ناصرالدین شاه با مشاهده عکسهایی که عکاسان هیئت های نظامی و سیاسی و جهانگردان و اروپائیان با خود به ایران آورده بودند شگفت زده می شد
و همین امر باعث تمایل و اشتیاق وی برای اموختن عکاسی شد و همچنین توسعه و رواج آن در ایران افزوده گردید. به این ترتیب و در ادامه به مطالعه تاریخ ورود عکاسی به ایران و عکاسان مشهوری که در ثبت موضوعات مرتبط و توجه به فرش شهرت زیادی داشتن می پردازیم.
اولین عکس در ایران که به شیوه مشهور داگروتیپ بود، به دست ژول ریشارد Jules Richard برداشته شد.
اما سه عکس از کارهای او که یکی بصورت پرتره از محمد شاه و دو تای دیگر از ناصرالدین شاه است توسط کمال الملک در سال 1298 ه .ق مورد استفاده قرار گرفت و تابلوهای رنگ و روغن از روی آنها تهیه نمود.
از مشهورترین عکسهای ناصرالدین شاه عکسی است که از همسر بافنده اش به نام باغبانباشی انداخته است. از رخدادهای مهم دوره حکومت ناصرالدین شاه آغاز رسمی صادرات فرش ایران از بازار تبریز بود که صحنه ارسال عدلهای فرش از این بازار و سایر محموله ها نظیر الیاف پشم و ابریشم عکس برداری گردید و بر روی اولین کارت پستاالهای ایرانی در آن زمان نقش بست.
با ورود عکاسی به ایران فرش بعنوان یکی از عناصر تزئینی در نمادها و تزئینات مورد استفاده عکاسان قرار گرفت.و تقریباً در اکثر عکسهای گرفته شده توسط عکاسان از فرش به عنوان یکی از جلوه های ارزنده آن دوران استفاده شد. می توان افراد و اشخاص بسیاری را نام برد که در سه دهه آخر دوران حکومت قاجار عکس خود را با فرش ایران به تاریخ سپردند.
از بررسیهای بعمل امده بر روی تصاویر عکسهای دوره قاجار می توان استناد نمود که نقش مایه مورد استفاده هم در فرشبافی و هم نساجی دوره قاجار بوده است به نحوی که تقریباً فاخرترین لباسهای حکومتیان و صاحب منصبان دوره قاجار منقش به نقش مایه است. از سوی دیگر بررسی این تصاویر به ویژه طرح های فرش مورد مشاهده در آنها نشان می دهد که سبک روستایی فرش ایران در دوره قاجار در اوج منزلت خود بوده است. زیرا عمده آنها هم به لحاظ شیوه خطوط و نیمه هندسی بودن آنها و هم به لحاظ طرح در گروه فرش های روستایی قرار دارند. سبکی که با سقوط قاجار و به قدرت رسیدن پهلوی به دلیل نوع حکومت و کشور داری آنها که ازمحلال روستا و روستا نشینی و توسعه شهرها بود به تدریج از میان رفت.
عکاسان دوره قاجار و موضوع فرش
در مطالعه تحولات فرش در دوره قاجار و تاثیر عکاسی بر این هنر باید به
1- عبد الله میرزای قاجار مشهور به عبد الله قاجا ر:
وی مشهورترین عکاس دوره قاجار وعهد ناصری است که تعداد بسیارزیادی از آثار ا و باقیمانده است مهمترین اقدام وی که مورد نظر ماست عکاسی از تعداد قابل ملاحظه ای از فرشهای مهم ومشهور موجود در کاخها واماکن متبرکه است تعدادی از این عکسها در طی سفری که در سال 1313 ه.ق انجام داد برداشته شد این سفر به قم وکاشان انجام شد وتعدادی از فرشهای حرم حضرت معصومه که متعلق به دوره صفوی بودند توسط عبد الله قاجار عکس برداری گردید
مهمترین نکته در فرشهایی که توسط عبد الله قاجار عکاسی شده اند ثبت ونوشتن محل وتاریخ بافت این فرشهاست اما یکی از این تصاویر فرشی است یکتا ونادر که نه از لحاظ فرم وابعاد خاص بلکه به دلیل تاریخ بافت آن که عبد الله قاجار در ذیل عکس اشاره کرده نمونه ای منحصر بفرد وبلکه قدیمی ترین فرشی است که به دوران صفوی تعلق دارد
یقینا استناد عکاس به سال بافت که نهصد وبیست می باشد وآنرا متعلق به مقبره شاه عباس کبیر می داند بر اساس اسناد ومنابعی بوده است که متاسفانه به این زمان نرسیده ودر بوته تاریخ مفقود شده اند تا این تاریخ قدیمی ترین فرشهای موجود از روزگار پرشکوه صفویان یکی فرش مشهور شیخ صفی است که تاریخ بافت آن 964 ه.ق است ودیگری فرش غیاث الدین جامی که تاریخ آن هر چند واضح نیست اما یا متعلق به سال 949ه.ق یا 929 ه.ق است که در صورتی که تاریخ اخیر صحیح باشد فرش مقبره شاه عباس کبیر نه سال از آن قدیمی تر است
2- فرصت الدوله شیرازی :
میرزا نصیر فرزند میرزا بهجت در ماه رمضان 1271 ه.ق در شیراز
چشم به جهان گشود واز کودکی علاقه وافری به علوم مختلف داشت وی در مسافرت به تهران با عبد الله میرزا عکاس مشهور ناصری آشنا شد وبه پیشنهاد او عکاسی آموخت بیشترین شهرت وی در کار نقاشی وطراحی نقشه فرش است که در اینجا مورد نظر ما است مشهور ترین نقشه فرش فرصت الدوله قالیچه ای است با طرح درختی وپرندگان وحیوانات که نمونه های متعددی تا کنون از آن بافته شده است یکی از بافته های این طرح که به فرمایش عدل السلطنه در سال 1296 ه.ق بافته شده در موزه فرش تهران می باشد .
3- آنتوان خان سوریوگین :
وی از عکاسان مشهور دوره قاجار است که از اهالی گرجستان بود
اما عکسهایی که وی از موضوع فرشبافی تهیه کرد ویا در طراحی صحنه های عکاسی آنها به فرش اهمیت ویژه داد بسیارند که نمونه هایی از مشهورترین آنها در اینجا ارایه می گردد
4- میرزا ابراهیم خان صنیع السلطنه :
وی در حدود سال 1282 ه.ق به دنیا آمد وزمانی که تنها چهارده سال داشت همره پدرش که او نیز عکاس دربار مظفری بود عازم اروپا شد وی در سال 1335ه.ق گیلان درگذشت .
در پایان مطالب ارایه شده که تحلیلی کوتاه بر اوضاع فرشبافی از حدود سال های جلوس ناصر الدین شاه ر تخت شاهی ایران بود وقبل از ورود به دوره حکومت پهلوی ذکر نکته ای دقیق که در تحلیل شرایط اقتصادی وحکومتی قاجاریان مهم بود
ضروری است درشرایطی که ناصر الدین شاه به حکومت رسید خاصه پس از مسافرت فرنگ وهزینه های پر خرج دربار قاجار به علت وام های متعددی که دولت ایران برای چنین هزینه هایی از دولتهای روس وانگلیس دریافت می کرد ایران کشوری بسیار مقروض واز نظر اقتصادی در شرایطی بسر میبرد که هر لحظه امکان سقوط واضمحلال قاجاریان وجود داشت البته میرزا تقی خان امیر کبیر که به همراه ناصر الدین شها به تهران آمد وبه صدرات اعظمی ایران رسید چنین اوضاع واحوالی را می دانست وپیش بینی آینده را نیز می نمود به همین دلیل به ساماندهی حقوق دولتیان وهزینه های لشگری وکشوری اهمیت داد اما عمر او با بی کفایتیها وناجوانمردی ناصر الدین شاه به اصلاح کامل کشور کفایت نکرد به همین دلیل پیش بینی سقوط قاجاریان بدیهی می نمود اما در تداوم واستمرار حکومت آنان به غیر از عوامل سیاسی خارجی وداخلی دلیل دیگری نیز دخالت داشت .این دلیل چیزی جز آغاز صادرات فرش ایران وافزایش درآمد دولت از قبل آن نبود .در واقع آغاز صادرات انبوه فرش ایران از طریق تبریز در دوره حکومت ناصر الدین شاه که در مدتی کوتاه فرش ایران را در مسیر دیگر از رشد وتوسعه قرار داد توانست با در آمد هایی که از طریق اخذ مالیات کسب می شد درامد هایی نسبتا بالا وقابل توجهی برای دولت ایران به ارمغان آورد واین چیزی جزتقویت بنیه مالی قاجاریان نبود در واقع فرش ایران به همراه سایر عوامل از سقوط آن سلسله جلوگیری نمود در غیر اینصورت شاید تاریخ به نحوی دیگر برای ایران ورق می خورد شاهان قاجار نیز این مهم را به خوبی درک کرده بودند وبه همین دلیل نیز در زما نحکومت ناصر الدین شاه ومظفر الدین شاه به مصادف با ورود رنگهی جوهری به ایران واحتمال تضعیف صادرات فرش ایران بود دستور العمل های مهمی از سوی دولت برای جلوگیری از ورود واستفاده از این قبیل زنگها در فرش بافی وممانعت از صادرات فرش های این چنین صادر گردید
البته ناصر الدین شاه خود بارها علاقه مندی خویش را به فرش ایران نشان داده است این موضوع از برخی تصاویر ارائه شده در صفحات قبل که توسط او ویا عکاسان دربار گرفته شده قابل استنباط است حتی در یک مورد برای ابراز خوشحالی وخرسندی به پزشک یهودی خود نور محمد به خاطر نجات از یک سوء قصد که از آن رهایی یافته بود فرشی هدیه کرد که با توجه به تصاویر وخطوط عبری که بر روی آن نوشته شده به یقین فرشی سفارشی از سوی دربار بوده است .
در دوره قاجار نه تنها از سوی دربار بلکه از سوی بسیاری از صاحب منصبان والیان حکومتهای محلی نیز اشتیاق وعلاقه زیادی به فرش به عنوان محصولی فاخر وهنری بوجود آمد تا آنجا که اطلاع داریم در برخی موارد نقشه ها وفرمهای خاصی از طرحهای فرش به نام برخی از انان شهرت می یافت که از آن میان طرح مشهور به گلدانی ظل السلطانی که منصوب به ظل السلطان پسر ناصر الدین شاه است در صفحات قبل معرفی گردید از میان افراد مشهور واینچنین در دوره قاجار می توان به غلامحسین خان وزیر مخصوص والی فارس که طرح مشهور وزیر مخصوص در فارس منصوب به اوست اشاره کرد همچنین تعداد قابل ملاحظه ای فرشهای مفاخر وزیبا به دستور عبدالحسین میرزا سالار لشگر مشور به عبد الحسین فرمانفرما در کرمان بافته شده که همگی معرف گروهی از بهترین فرشهای اواخر دوران قاجار است نجفقلی خان صمصام السلطنه بختیاری نیز که از والیان وچهره های مشهور ایل بختیاری است واز چهره های نام آشنای انقلاب مشروطه از دیگر کسانی است که فرشهای قابل توجهی به دستور او بافته شده که تعدادی در موزها ومجموعه های خصوصی نگهداری می شود
پایان قاجار وتاسیس شرکتهای خارجی در ایران
از دهه آخر سالهای حکومت قاجار در ایران با توجه به اقبال فرشهای ایران که از برکت صادرات آن در دوره ناصر الدین شاه آغاز شده بود توجهی جدی از سوی تعدادی از شرکتهای خارجی برای سرمایه گذاری وتولید فرش در ایران شروع شد که بعد منجر به تاسیس شرکت سهامی فرش در ایران شد
منابع و ماخذ :
جستاري در تاريخ فرش ايران و شركت سهامي فرش
قالي ايران – ادوارد سيلسيل
این منبع برای استفاده دانشجویان و کار کار دانشجویان طبس ورودی ۸۵ است. به نظر کار اساتید است کار اینجانب نیست. فقط چون خواستند اینجانب از خود سی دی های انان کار را برای بچه های ۸۵ گذاشتم که بخوانند و به همه بچه ها نیز اعلام کردم.
اثر :تورج ژوله